روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
331
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
آنجا تا سهشنبهء بيست و دوم دسامبر مانديم ، باز بادبان برافراشتيم و بادى سخت ما را بسوى جزيرهء كورس « 1 » راند و در آنجا براى برگزارى جشن عيد ميلاد مانديم . چون به راه افتاديم ، باز طوفان شد و ناگزير به جزيرهاى پناه برديم بنام « گومبين » « 2 » . از آنجا در روز شنبهء بعد بادبان برافراشتيم و به زودى به بندر « وين » « 3 » رسيديم و از آنجا روز يكشنبهء سوم ژانويه 1406 ( 809 ه . ) لنگر كشيديم و سرانجام به ژن آمديم . سواحل ژن تا شش فرسخ همه جا پرست از خانههايى كه در ميان بيشهها و باغهاى زيبا قرار گرفته است و براستى كه اين منظره بسيار بديع و ديدنيست . خود شهر بسيار پرجمعيت و پرست از كافههاى پرشكوه و تقريبا بر فراز همهء خانههاى اين شهر برجيست . چند روزى در ژن مانديم و آنگاه به « ساونا » « 4 » رفتيم و در آنجا « بنديكت » سيزدهم كه مقلب است به « لونا » « 5 » ى اسپانيائى ضد پاپ را ملاقات كرديم ، زيرا با او كارى داشتيم . سپس از آنجا باز گشتيم . سرانجام روز شنبهء اول فوريه از ژن لنگر كشيديم و در كشتى كه ناخدايش مسر « بيمبوسو باربرو » « 6 » بود به دريا رفتيم . باز بطوفان برخورديم و باد مخالف وزيدن گرفت و از اول فوريه كه از ژن به راه افتاديم تا يكشنبهء ( هفتم ) مارس كه به « سن لوكار » « 7 » رسيديم در راه بوديم . آنگاه به اشبيليه رفتيم . روز دوشنبه ( بيست و دوم ) مارس در سال يك هزار و چهار صد و شش ، سفيران سرانجام به « قلعهء حنارس » « 8 » رسيديم و بحضور ولينعمت خويش هانرى سوم كاستيل بار يافتيم . * سپاس خدايرا - و باينجا تاريخ وقايع سلطنت تيمور بزرگ و جهانگردى سفيران اسپانيا كه بدربار وى از جانب اعليحضرت معدلت پرور هانرى سوم ملقب به معلول گسيل گشته بودند و نيز شرح كليهء چيزهاى ديدنى و وقايع و امور مهم مشرق پايان پذيرفت . ( براى نخستين بار ) در اشبيليه در چاپخانهء « آندر آپيسكيونى » « 9 » بسال 1582 م ( 992 ه ) بچاپ رسيد .
--> ( 1 ) - Corse ( 2 ) - Gumbin ( 3 ) - Veane ( 4 ) - Savona ( 5 ) - Benedict ( XIII ) Luna بتوضيحات پاورقى صفحهء 23 اين كتاب رجوع كنيد ( 6 ) - Biemboso Barbero ( 7 ) - San Lucar ( 8 ) - Alcola de Henares ( 9 ) - Andrea Piscioni