روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

302

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

چون سرانجام به دامغان رسيديم علت اين باد هراسناك را پرسيديم و گفتند كه در كوه بزرگى كه نزديك شهر است چشمه‌اى است كه اگر پرنده‌اى يا جانور آلوده‌اى به آن بيافتد باد بىدرنگ و با شدت شروع به وزيدن مىكند و اين باد فرو نمينشيند مگر پس از آن كه آن آلودگى از چشمه دور شود . در نتيجه فرداى روز ورود ما گروهى از مردان شهر با تير و قلاب به كنار چشمه رفتند تا آن را پاك كنند . پس ازين ناگهان باد ايستاد . و ازين شهر بهنگام رفتن بسوى سمرقند هم گذشته بوديم و اينك نيز در آن دو روز آرميديم * . چهارشنبهء پانزدهم ژانويه بار ديگر به راه افتاديم اما در يك نقطه در آنسوى دامغان از راهى كه بهنگام رفتن از آن گذشته بوديم و از دژ فيروز كوه ميگذشت ، چون آنراه از كوههاى بلندى كه اينك در زير برف بسيار خفته بودند ميگذشت ، منحرف شديم * . درين محل راه سابق در جانب راست ما بود و ما راه چپ را برگزيديم و بسوى دشت روان شديم . فرداى آن شب را در خانه‌اى بزرگ و غير مسكون بسر آورديم و پنجشنبهء فرداى آن روز شب را از سرزمينى خالى از سكنه گذشتيم و شنبه بهنگام غروب به شهر بزرگى رسيديم كه سمنان نام دارد . اين شهر در مرز استان ماد « 1 » واقع است و در سوى غروب آن استان پارس قرار گرفته . سمنان در دشتى در پاى رشته‌كوه بلندى واقع گشته است و جمعيت آن بسيارست و گرداگرد آن هيچ ديوار نيست . در آنجا تا دوشنبهء بعد مانديم و آنگاه به راه افتاديم و شب را در يك ده كوچك خوابيديم و سه شنبه به دژى رسيديم و آن روز در سر راه ما برف بسيار بود از آنجا از دشتى كه در ميان دو رشته‌كوه بود و از دامنه‌هاى آنها جويبارها و نهرهاى بسيار سرازير ميشد گذشتيم . اما متوجه شديم كه آب همهء اين جويبارها شورست . بدينگونه هم پنجشنبه گذشت .

--> ( 1 ) - كلاويخو ماد را استانى گرفته است بين قوچان و سمنان و معلوم نيست كه علت اين تصور وى چيست . م .