روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
295
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
ايديكو با حيله و چارهگرى در صدد نابود ساختن تيمور برآمده است باميد اينكه پس از كشته شدن تيمور وى نه تنها بر اريكهء سلطنت تاتاران تكيه خواهد زد بلكه امپراطور سمرقند نيز خواهد شد . اين جاه طلبى و مقام پرستى ايديكو را تيمور ميدانست و چندين بار كوشيده بود تا او را گرفتار سازد و بكشد اما كامياب نگشته بود . بدينگونه ايديكو از خطر جسته است زيرا كه او مردى است مقتدر و چارهگر . دشمنى هر دو آنان آشكارست . تيمور با لشكريان خود يك بار ايديكو را غافلگير كرد و ناگهان بر اردوى او زد . ايديكو از هراس درنگ نكرد ، تا با تيمور مصاف دهد ، بلكه فرار را بر قرار ترجيح داد . با وجود اين ايديكو هنوز هم سر كردهاى بزرگ است و در فرمان خويش بيش از دويست هزار سوار تاتار دارد . طغتمش و تيمور اخيرا با هم دوست شده و با هم آهنگ از ميان برداشتن ايديكو كردهاند . تيمور براى فريب دادن ايديكو اخيرا پيامى به او فرستاد كه وى اينك طرفدار اوست و او را دوست دارد و همهء گناهان گذشتهء او را در صورتى كه بتوان گفت تقصيرى ازو سر زده باشد بخشوده است . براى آنكه دوستى خود را ثابت كرده باشد و بهمگان نشان دهد كه تيمور و ايديكو از يك خاندان و خويشاوند هستند ، يكى از نوههاى خود را ميفرستد تا با يكى از دختران ايديكو پيوند زناشويى كند . ايديكو در برابر همهء اين سخنان چنين پاسخ داد كه چون بيست سال در خدمت تيمور بوده است كاملا صلاح كار خود را ميداند و از حيلهها و فريبهاى تيمور نيز چنان آگاه است كه به اين آسانيها بدام نمىافتد . آنگاه آشكارا گفت كه اگر تيمور ميخواهد او را از دوستى خويش مطمئن سازد نيمى از نيرو و قدرت خويش را به او دهد و در آينده نيز در كنار او به پيكار پردازد و همچنان مردان متحد و همپايه با او شمشير بدست همراهى كند . بدينگونه كارها همچنان بىنتيجه ماند . طغتمش خان پسرى داشت كه در آن حوالى ميزيست و ايديكو او را از سرزمين خويش رانده بود و اينك كه طغتمش خان به پناه تيمور آمده بود ،