روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

278

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

سخت برآشفت و گفت كه همهء زمين شهر سمرقند از آن اوست « 1 » زيرا همهء آن محل را با پول خويش خريده است . و نيز قبالهء آن را در دست دارد . اگر فرداى آن روز براى رسيدگى ميآمدند ، براستى كه مىتوانست آن را ارائه دهد . ضمنا گفت كه اگر معلوم شود كه به غير حق ستانده‌اند ، بىدرنگ تاوان خواهد پرداخت . چنان سخن گفت كه آن سيد به كلى سراسيمه و پريشان گشت . و نيز بسيار سپاسگزار بودند كه فرمان نداد تا سر همهء آنها را از تن جدا كنند . اينك كه خوشبختانه از مهلكه جان بدر برده بودند پاسخ دادند كه آنچه رأى اعليحضرت است نيكو و عين صوابست و آنچه وى فرمان دهد لازم الاجراست . مسجدى كه تيمور فرمان ساختن آن را بيادبود مادر خانم بزرگ داده بود ، به نظر ما بهترين و زيباترين ساختمانى بود كه در شهر سمرقند وجود داشت . اما هنوز كاملا تمام نشده بود كه وى ايرادى بر سر در مدخل آن گرفت و گفت كه بسيار كوتاه است و بايد بىدرنگ ويران شود . آنگاه كارگران شروع كردند به كندن پى تا بر اساس آن بناى جديدى بسازند . براى آنكه جرز آن بسرعت ساخته شود خود تيمور شخصا به عهده گرفت تا به كارگران دستور بركشيدن يكى از جرزها را بدهد و در آن نظارت كند و سپس ساختمان ديگرى را به دو تن از مقربان درگاه خويش محول ساخت . تا آنكه همه ببينند و داورى كنند كه پايه و جرزى كه او بر عهده گرفته زودتر ساخته خواهد شد يا آنكه بر عهدهء آن دو تن گذاشته است . ولى درين هنگام تيمور چنان ناتوان بود كه بر پاى خويش نمىتوانست مدتى بايستد يا بر اسب سوار شود . باينجهت او را در تخت روان بهرجا مىبردند . پس هر روز صبح او را در تخت روان به محل ساختمان مىآوردند و بيشتر مدت روز را در آنجا مىماند و كارگران را به كار واميداشت . وى دستور ميداد كه مقدارى گوشت بپزند و

--> ( 1 ) - دربارهء مالكيت و حدود آن و نحوهء اعمال قدرت شاهان درين مورد رجوع كنيد بكتاب « سازمان ادارى حكومت صفوى » با ترجمهء تحقيقات و حواشى و تعليقات استاد مينورسكى بر تذكرة الملوك ص 253 تا 257 . م .