روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

272

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

خاكسترى بود . در مدخل اين چادر از بيرون سايبانى برافراشته بودند تا آفتاب بدرون نتابد . درون اين سايبان نيز با سنجاب خاكسترى پوشيده شده است . بفرمان تيمور چادرها را ساخته و با پوست آستر كرده‌اند كه تابستان از راه جستن گرما و زمستان از سرما مانع شود . اكنون ازين حصار اول بيرون آمديم و ما را بحصار دوم راهنمايى كردند كه در كنار اولى قرار داشت و با يك دالان به اولى مربوط ميشد و تجيرهاى آن با پرند زيتونى ( چينى ) سفيد پوشيده شده بود . درينجا نيز بسيارى چادرهاى پر شكوه و سايبانهاى گوناگون كه از ابريشم ساخته بودند بما نشان دادند . در سراسر اردو ، بسيارى از اين گونه حصارها و چادرها بود كه از آن تيمورست و توصيف آن گذشت . بسيارى ازينگونه حصارها و چادرها هم متعلق به بزرگان و ملازمان اعليحضرت بود . اينها همه گوناگون ساخته شده و ديدنى بود . زيرا در هر سوى اردوگاه حصارهايى كه آن را « سراپرده » مينامند با چادرهاى زيبا برافراشته بودند . اينك درين اردو كه در آن اعليحضرت حاضر بود نزديك به چهل تا پنجاه چادر بود كه همه تماشا داشت . و در چمن بيرون اردو چادرهاى بسيار ديگرى برافراشته بودند كه هر كدام بيشه يا باغ مخصوصى داشتند و از جويبارهايى كه از محال و توابع سمرقند مىگذشتند سيراب ميشدند . تيمور فرمان داده بود كه همهء بزرگان و سران كشورش به آن سور حاضر شوند . به اين جهت در سمرقند با پادشاه بدخشان كه در نزديك پايتخت او معادن لعل قرار دارد روبرو شديم . پيرامون اين پادشاه را گروه بسيارى از بزرگان و درباريان گرفته بودند . فرصت را غنيمت شمرديم و به او نزديك شديم . پس از اداى مراسم احترام ازو دربارهء چگونگى استخراج لعل پرسيديم . وى با نهايت لطف پاسخ داد كه در نزديك پايتخت بدخشان كوهى است كه معادن لعل در آنجاست . در آنجا هر روز گروهى از مردان سرگرم كار جستجو و شكستن سنگها و صخره‌ها هستند تا بلكه ازين راه سنگ گرانبها بدست بياورند . هر گاه