روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

271

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

تجيرها به كار گذاشته‌اند استوار است ) . درينجا تيمور با كسان خويش سرگرم ميگسارى بود و بانگ و فريادشان به آسمان ميرفت . بايد در نظر داشت كه اين دستگاههاى مختلف كه هر يك دروازه‌هايى داشتند همه با هم مربوط و از پارچهء پرده‌اى سرخ ساخته شده بودند . اين چادرها با كمال ظرافت و نفاست و با چنان استادى و مهارتى آرايش گشته بودند كه توصيف آن ممكن نيست . فقط بايد آن را ديد تا بنهايت زيبايى و خوبى آن پى برد . پس از آنكه با دقت بسيار همهء اين پوش و چادرها را بازديد كرديم ، ما را بدستگاه ديگرى كه در همان حصار بود بردند . اين دستگاه كاملا از چوب ساخته شده بود و از هر چهار طرف دروازه‌هايى داشت كه بر سكوهايى قرار داشتند . كار نجارى اين دستگاه زيباست و با نقشهاى زرين و آبى آرايش گشته و چنان ساخته شده كه ممكن بود هرگاه كه خواسته باشند آن را پياده و هرگاه كه ضرورى باشد سوار كنند . زيرا اين مسجدى است كه در آن تيمور نماز ميخواند و بهنگام سفر آن را با خود به همه جا ميبرد . آن روز همچنان بگردش و تماشا پرداختيم و بما چادرى نشان دادند از آنگونه كه با طناب بهرسو بسته و استوار مىشود . طنابهاى آن همه سبز رنگ بودند . تجيرهاى آن از بيرون با پوست سنجاب و از درون با پوست نسبتا پست‌ترى كه آن را « Vdir » مينامند پوشيده شده بود ، درين چادر دو تخت از آن نوع خاص تاتاران قرار داشت . سپس ما را به چادر ديگرى كه در كنار چادر اخير بود رهبرى كردند اين چادر از آنگونه چادرهايى بود كه طناب ندارد ( ولى بر تيرهايى كه در ميان كرباس آن گذاشته شده استوار است ) جدار خارجى تجير آن از پارچهء سرخ و رنگهاى ديگر بود . از درون با قاقم كه گرانبهاترين پوست در سراسر جهان بشمارست و نيز با پوست سمور آستر شده بود . قاقم چنان گران است كه فقط يك پوست آن در صورتى كه از نوع عالى و مرغوب باشد ، در سرزمين تاتار چهارده تا پانزده سكهء زر ارزش دارد و در ديار مغرب و كشور ما بهاى آن بسيار بيشترست . آستر اين چادر از قاقم