روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
257
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
فصل چهاردهم سمرقند اينك ما سفيران را ( پس از معرفى به شاهزاده پير محمد كه در فصل گذشته بيان كرديم ) به سايبانى كه در زير آن در آغاز نشسته بوديم باز گرداندند و منتظر فرا رسيدن نيمروز شديم كه تيمور از چادر خصوصى خويش بيرون آيد و در غرفهء سلطنتى بنشيند . وى به آنجا آمد و ما را با گروهى بسيار از بستگان خويش و نيز سفيران كشورهاى ديگر كه به خدمت آمده بودند پذيرفت . ما و آنان همه به ترتيب تقدم در حضور اعليحضرت در سرا پردهء بزرگ نشستيم و بتماشاى نمايشهايى كه آغاز گشت پرداختيم . سپس فيلها را نيز بيرون آوردند . پوست آنها با رنگ سبز و سرخ و ديگر رنگها آرايش شده و بر پشت آنها برج ( يا هودجى ) بود . اين فيلها بازيهاى شگفتانگيز بسيارى كردند . گروهى طبل مىنواختند و فيلها به آهنگ آن بازى مىكردند و صداهاى شگفتانگيز درمىآوردند و در غرفهاى كه تيمور نشسته بود نيز گروهى نوازنده گرد آمده و بصداى بلند آلات گوناگون خويش را مىنواختند . در پيرامون آنجا و مخصوصا در حضور اعليحضرت در حدود سيصد كوزه شراب گذاشته بودند و ازينها گذشته دو سه پايهء چوبى قرمز رنگ در آن بود كه بهر يك خيكى پر از سرشير و خامه و شير ماديان آويخته بودند .