روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
26
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
حاكم شهر ضيافتى ترتيب داد و در آن نخستين بار گوشت اسب را كه از خوراكهاى ممتاز بود و در بسيارى از مهمانيهاى مجلل مصرف ميگشت ، چشيدند . بر طبق فرمان مخصوص تيمور از تهران راه كوهستان البرز در پيش گرفتند تا با يكى از بزرگان تاتار كه داماد تيمور بود ملاقات كنند . در درهء لاركه در دامنههاى جنوبى دماوند است ، باردوگاهى رسيدند . ازينجا پس از گذشتن از بسيارى گذرهاى كوهستان به قلعهء فيروز كوه رفتند و از آنجا سرازير شدند و بار ديگر به سرزمين پر دشت دامغان و به همان راه كاروانرو تهران و مشهد رسيدند . نكتهاى كه بايد بخاطر داشت اينست كه در مشهد به آنها اجازه داده شد تا آزادانه صحن و آرامگاه امام رضا ( ع ) را زيارت كنند . تعصب فعلى شيعيان در مخالفت با زيارت مسيحيان از مساجد و اماكن مقدس واقع در خاك ايران در آنزمان وجود نداشت . زيرا اين ممانعت سخت در زمان شاهان صفوى يعنى يك قرن پس از آن زمان كه تشيع مذهب رسمى ايرانيان شد ، معمول گشت . درين راه پيمايى دور و دراز از تبريز تا سمرقند ، كه همه در قلمرو تيمور بود ، آنچه بيشتر در اسپانيائيها مؤثر واقع شد و كلاويخو چندين بار به آن اشاره مىكند ، همانا ترتيب تعويض اسبهاى چاپاران بود كه بهزينهء حكومت انجام ميگرفت . اين سازمان بنام يام ( كه لغتى است مغولى ) يا چاپار ( كه لغتى است فارسى ) خوانده ميشد و آن مركب از مأموران سوار مخصوص و كاروانسراهايى با اصطبلهاى پر از اسب بود كه همه آمادهء خدمت بودند و مأموران حكومت و پيكها شب و روز در انجام دادن مأموريت خويش ميتاختند . در صورت لزوم اسب متعلق به اشخاص را يامچىها يا پيكهاى سواركار ضبط و مصادره ميكردند . ميگويند كه حتى يك شاهزاده و امير و حتى پسر تيمور ناچار بود كه اسب خويش را در برابر درخواست پيك تسليم كند . اسپانيائيها كه بعنوان پيام رسانان عازم دربار تيمور شناخته ميشدند ، همواره به آنچه از اسب و چهارپا نياز داشتند در اصطبلهاى سر راه به آنها داده ميشد . در اين