روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
250
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
برجستهاى را محكوم ساخته بود ، همه را بلرزه انداخت . زيرا وى كسى بود كه در نظر اعليحضرت از مقربترين مردان بود و به او بسيار اعتقاد داشت . آنگاه فرمان داد تا مردى را كه از دوستان آن دينا بود و كسى بود كه بخاطر دوستش ميانجيگرى كرده بود تا بلكه تيمور او را ببخشايد ، بدار آويزند . و نيز مردى بود از مقربترين كسان درگاه و محبوب پادشاه بنام بوروندى ميرزا * . وى نيز براى حاكم سمرقند شفاعت كرده بود . براى خاطر نجات حاكم وعدهء پرداخت چهار صد هزار « پزانتس » « 1 » را به اعليحضرت داد ، كه هر پزانتس برابر است با چند ريال ( كه ممكن است معادل ارزش شيلينگ باشد . ) بىدرنگ تيمور پاسخ داد كه با خوشوقتى حاضر است آن پول را بپذيرد . هنوز آن پول بخزانه نريخته ، فرمان داد آن بيچاره را شكنجه كنند تا بلكه چيزى بيشتر بدست آيد و چون ديدند ديگر چيزى بدست نميرسد فرمان رسيد تا او را واژگون بدار آويزند و آنقدر نگاه دارند تا جان دهد . آنگاه اعليحضرت فرمان داد تا بزرگى از درباريان را كه سه هزار اسب ايلخى حكومتى بهنگام عزيمت تيمور به آهنگ لشكر كشى به او سپرده شده بود سياست كنند چون آن سه هزار اسب بهنگام بازگشت وى همه بجاى نمانده بودند ، او را محكوم به دار آويختن كرد . با آنكه وعده داد كه اگر به او مهلت داده شود حاضرست بجاى آن سه هزار شش هزار اسب تقديم اعليحضرت كند ، سودى نبخشيد . به اين شيوه به دادگسترى همچنان ادامه ميداد . مثلا اخيرا قصاب گرانفروشى را كه گوشت را به قيمت گزاف فروخته بود كشتند . چون از لشكر كشى اخير بازگشته بود فرمان داد ، تا كفشدوزان و آنان كه سندل و اين گونه پاى افزارها را ميسازند مورد عقوبت بزرگى قرار دهند و آنها را از سودهاى غير مشروع خويش محروم سازند . زيرا ميديد كه اين مردم قيمتهاى گزاف بر كالاى خود ميگذارند . اين كيفرهاى گوناگون موجب آن شده است كه اين
--> ( 1 ) - Pesantes