روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

251

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

بازرگانانى كه بنا به گفتهء ما از سمرقند به اردوگاه آورده شده بودند ، تصور كنند كه اين فرمان بخاطر چاپيدن بيشتر و بهتر آنان و بردن دار و ندار آنان داده شده است . اينك در ميان تاتار رسم است كه مردم طبقهء بالاتر را بدار ميآويزند و آنان كه از عوام باشند گردن ميزنند . چون بديدهء آنان سر بريدن كارى است پست و وحشت‌زا و بىاحترامى بشمار ميرود . دوشنبهء بعد كه مصادف بود با سيزدهم اكتبر ، تيمور بزم بزرگ ديگرى آماده ساخت كه مانند هميشه ما سفيران را نيز بدان خواند . چون با مهمانان ديگر رفتيم و به نزديك غرفه‌اى رسيديم كه اعليحضرت در آن ناهار صرف ميكرد و وصف آن را سابقا كرده‌ايم ، ديديم كه در دو جانب آن دو حصار ديگر احداث كرده‌اند كه در هر يك از آنها چنان كه توصيف كرده‌ايم چادرهاى بسيار برافراشته بودند . ضمنا يك تغيير بزرگ ديگرى هم مشاهده كرديم . و آن اينكه هر يك ازين دو حصار جديد الاحداث كه چادرهاى بسيار داشتند ، با تردستى و كاردانى بيشترى از آنچه ديده بوديم ، آرايش شده و قماشى كه در آنها به كار رفته بود ، گرانبهاتر بود . بدينطريق آستر تجير آن دو حصار تازه برافراشته شده از شكوه و زيبايى از آنچه ديده بوديم مرغوب‌تر و عاليتر بود . چه آنكه اين تجيرها از پرده‌هاى سرخ گلدوزى شده ساخته شده بود و بر آنها نقشهاى بسيار زيبايى كه با نخ زرى دوخته شده بود ، رسم كرده بودند . اين تجيرها خيلى بلندتر از تجيرهاى حصارهاى ديگر و دروازه‌هاى آنها بسيار بلندتر از دروازه‌هاى ديگر حصارها بودند . بر فراز هر دروازه‌اى گنبدى بود و بر فراز آن نيز برج كوچكى كه هر دو از يك نوع پارچه ساخته شده و بر هر دو آنها با نخ زرى نقوش بديعى دوخته شده بود . درهاى دروازه‌ها با پرده‌هايى كه بر آنها نيز نقوش با نخ زرى گلدوزى شده بود ، ساخته بودند . اين برج كوچك بالاى گنبد زيرين برج چهار گوش بود كه در پيرامون آن كنگره‌هايى قرار داشت . قماشى كه در ساختن اين برجك به كار