روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

249

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

آنان نشان دهد و نيز دستور داده شد كه هيچكس نبايد بخانهء خويش باز گردد مگر با اجازه و رخصت اعليحضرت . به اين شيوه همهء ارباب حرف و بازرگانان از شهر به اردو رفتند و با خود كالا و آنچه براى فروش داشتند بردند . همهء اردو از آنان پر شد . براى هر صنف و دسته‌اى خيابانى خاص تعيين شده بود كه در آن هر كس بساطى جداگانه چيده بود و هنر خويش را عرضه ميكرد . و نيز هر دسته از ارباب حرف نمايشگاهى ترتيب داده بودند و تردستى و كار آمدگى خود را نشان ميدادند . اين نمايش را در سراسر اردو ميگرداندند تا همه از ديدن آن لذت برند * . و نيز در آن كويهايى كه افراد صنف بخصوصى جمع شده بودند و در چند نقطهء مركز كه در آنها نمايشگاههاى مختلف به پا شده بود ، بفرمان تيمور دارهاى بزرگى بر پا كرده بودند . اعلام كرده بودند كه در عين آنكه اعليحضرت ميخواهد همهء طبقات عامه ازين جشن و سور و سرور خوشحال شوند و لذت برند ، همچنان ميخواهد كه گناهكاران و بدكاران و آنان كه نسبت به او تقصيرى روا داشته‌اند گوشمالى دهد و جنايتكاران را بدار مجازات آويزد و كيفر دهد . نخستين كسى كه ازين دادگسترى بهره‌مند شد حاكم سمرقند بود كه « دينا » « 1 » نام داشت و مردى بود كه در همهء قلمرو تيمور همپايه و برابرى نداشت . در گذشته بهنگامى كه تيمور به آهنگ لشكركشى به راه افتاد ، شش سال و يازده ماه پيش ازين تاريخ ، اين مرد را كه شحنه و داروغهء شهر بود حاكم سمرقند كرد . اما پس از بازگشت اعليحضرت دريافته بود كه اين مرد از اختيارات خويش سوء استفاده كرده و مردم را در فشار گذاشته و بر آنها ستم روا داشته است . پس فرمان داد تا اين دينا را كه حاكم سمرقند بود در برابرش حاضر سازند و پس از محاكمه بىدرنگ او را بيرون بردند و بدار آويختند . همهء ثروتى را هم كه با ستمكارى و نابكارى از مردم ستانده بود بسود حكومت مصادره كردند . اين عمل كه حاكى از نهايت معدلت پرورى بود و چنين شخصيت

--> ( 1 ) - Dina