روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
240
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
چهار گوشهء آن چهار عقاب نشسته كه بالهاشان را جمع كردهاند ، نقش شده . بيرون ديوارهاى غرفه از ابريشم پوشيده شده كه بر آن راه راههاى سفيد و زرد ديده مىشود و به چشم ما همچون تافته جلوهگر شد . در بيرون غرفه در هر گوشه عصايى بلندست كه بر فراز آن سيبى مسين صيقل خورده و درخشنده است كه بر آن هلالى قرار دادهاند . و نوك اين غرفه نيز چهار گوش است كه گوشههاى آن بر چوبهاى بلند قرار گرفته كه بر فراز هر يك از آنها هم سيبى و هلالى ديده مىشود . اين چوبها كه بسيار بزرگ هستند در ارتفاع زيادى قرار دارند و پايههاى برجكى را تشكيل مىدهند كه از ابريشم ساخته شده است و همچون برجهاى استحكامات به نظر ميرسد . از زمين تا اين برجك راهى است كه اگر به علت وزيدن باد ، هر يك از قسمتهاى فوقانى آن خراب شود يا تيرى واژگون گردد ، تعمير كاران همچنانكه بر آن پردههاى برزنتى ميروند و مىايستند ، از آن بالا روند و آن خرابى را تعمير كنند . براستى از دور اين پوش عظيم همچون كاخى به نظر مىرسد . از بس اين چادر بلند و پهن است ، تماشاى آن مايهء شگفتى است و در وصف نمىگنجد * . در داخل اين غرفه در گوشهاى شاه نشينى است مفروش و كف آن با زمين همسطح است ، در آن سه يا چهار تشك بر روى هم گذاشتهاند . اين محل جلوس اعليحضرت است كه در آنجا مىنشيند و بار ميدهد . در جانب چپ اين شاه نشين ، شاه نشين ديگرى است كه كف آن همسطح زمين است و تا شاهنشين عمده كمى فاصله دارد در برابر اين شاه نشين دوم شاه نشين سومى است كه از آن دو پايينترست . در پيرامون اين غرفه ديوارى از پارچه ( يا تجيرى ) كشيدهاند كه خود ميتواند حصار يا دژ شهرى باشد . بر فراز اين تجيرها كنگرهها و كمينگاهها هست كه از داخل و خارج با طنابها بر زمين استوار گشتهاند و از داخل تيرهايى آنها را نگاه مىدارند . اين ( تجيرها ) ديوار برزنتى ، زمينى را در ميان گرفته است كه درازاى آن تقريبا سيصد گام مىشود و بلندى ديوار مزبور تا سر سوارى است كه بر اسبى نشسته باشد . اين حصار دروازهاى بزرگ دارد كه از كرباس