روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

235

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

بافتخار عروسى دربارى در آينده داده مىشود ، شركت كنند . بر طبق رسم و عادت ديرين به مجرد آنكه سراپردهء اعليحضرت برافراشته شود ديگران همه كاملا مىدانند كه جاى آنها كجاست . هر كس از بزرگ و كوچك و عالى و دانى مىداند كه جايش كجاست و بهمانجا ميرود و درين مورد هيچ سر و صدا و داد و فريادى به راه نمىافتد . بدينگونه در طى سه روز يا چهار روز تقريبا بيست هزار چادر ديديم كه در پيرامون خيابانهايى در گرداگرد سراپردهء شاهى برافراشته بودند و هر روز بر شمار آنها با آمدن طوايف مختلف افزوده ميشد . در آن اردوگاه ايل جغتاى قصاب و آشپز زياد ديديم كه در آمد و رفت بودند و گوشت كباب و آب پز ميفروختند . برخى ديگر جو و ميوه مىآوردند و نانواها در كنار تنور خمير ورز مىدادند و نان براى فروش مىپختند . بدينگونه هر چه مورد نياز بود در خيابانى مخصوص يافته مىشد . احتياجات مهمتر از اينها نيز در آنجا پيدا مىشود . مثلا گرمابه و گرمابه‌دار هم در آن خيابانها يافته مىشود كه در زير چادر ديگهاى بزرگ گذاشته‌اند و ساير لوازم نيز در آنجا هست . اين امور بطور مرتب انجام مىيافت و هر كس جاى خود را از پيش ميدانست . اما دربارهء خانهء ما همچنانكه گفتيم دستور داده شده بود تا خانه‌اى در باغ براى ما آماده سازند . اين خانه از آن اردوگاه فاصلهء چندانى نداشت و در يكى از بيشه‌هاى متعلق به تيمور بود . در روز دو شنبهء بيست و نهم سپتامبر تيمور از اردوگاه به سمرقند آمد و در خانه‌اى معين فرود آمد كه در كنار دروازهء شهر بود و اصلا براى آسايش مادر زن بزرگش يعنى خانم ساخته شده بود . اين مادر زن وى اخيرا درگذشته و در مسجد كنار آن خانه به خاك سپرده شده بود . اين كاخ با نفاست بسيار آرايش يافته بود و دستگاههاى مجزا بسيار داشت . در صورتى كه رسم عمومى در سمرقند برين جارى است كه كاخها را بدون اطاقهاى مجزا مىسازند . بهر حال درينجا اطاقهاى بسيارى بود كه برخى نيمه كاره بودند و هنوز