روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
232
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
از خطر جست . آنگاه تيمور پيامى بخانهء ما فرستاد كه چون اتفاق بدى موجب غيبت ما در سور امروزه شده است و از آنجا كه وى ميخواست كه در سور شركت كرده باشيم و خوش باشيم ، پنج گوسفند و دو كوزه شراب فرستاده است . در مهمانى آن روز چنان كه براى ما گفتند گروهى عظيم از بزرگان و سر كردگان و درباريان ملازم شخص تيمور و بسيارى از كسان ديگر شركت كرده بودند و ما بواسطهء غيبت موفق به ديدار آن كاخ و اطاقهاى خصوصى آن و درختستان آن نشديم . اما بسيارى از مردمى كه با ما بودند بدرگاه رفته و در آن سور راه جسته و توانسته بودند همهء آن كاخ و باغ پرشكوه را تماشا كنند . دو شنبهء بعد كه مصادف بود با بيست و دوم سپتامبر تيمور از كاخ دلگشا به كاخ ديگرى كه نيز در ميان باغى بود نقل كرد . گرداگرد اين درختستان ديوارى بلند و چارگوش بود . در هر يك از چهار گوشه آن برجى گرد و بسيار بلند بود ، ديوار نيز از بلندى و استحكام مانند برجها بود . در ميان اين درختستان كاخ بزرگى بود كه به شكل صليبى پىريزى شده بود و حوض آب بزرگى در برابر آن كنده بودند . اين كاخ با باغ بزرگى كه بر گرد خويش دارد زيباترين كاخى بود كه ديده بوديم و كاشيهاى زرين و آبى آرايش آن بسيار زيباتر از همه جا بود . اين كاخها با باغهاى پيرامون چنان كه بيايد همه در بيرون سمرقند واقعند . اين كاخ اخير « باغ نو » نام دارد . درين باغ بفرمان تيمور بزمى ديگر ترتيب داده شد كه ما سفيران را با گروهى عظيم به آن خواندند . از آنجا كه خود تيمور هم در آن شخصا شركت ميكرد ، شراب فراوان و بىپايان در آن نوشيده ميشد . چنان كه بما گفته بودند هيچكس نه آشكارا و نه پنهان نمىتواند بباده دست برد مگر بفرمان خاص و رخصت تيمور . تاتاران چنين خو كردهاند كه پيش از دست بردن به خوراك ميگسارى كنند و در باده نوشى چنان افراط ميكنند كه به زودى مست ميشوند . بما گفتند كه هيچ بزمى گوارا و خوش بشمار نميآيد مگر آنكه مهمانان در آن بقدرى