روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
230
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
مرد از بستگان اعليحضرت و عدهاى ديگر خوانده شده بوديم . آن باغى كه اين سور در آن داده ميشد بسيار بزرگ بود و در آن درختان ميوه و سايهدار فراوان بود و در سراسر آن خيابانها مجمرهايى قرار داشت كه مهمانان از كنار آن ميگذشتند . در سراسر اين باغ چادرهايى برافراشته بودند كه غرفهها يا ايوانهايى داشتند كه سايبانهايى از پارچههاى رنگى بر آنها سايه افكنده بود . برين پردهها يا سايبانها نقش و نگار گوناگونى با نهايت سليقه و مهارت گلدوزى شده بود . در ميان اين باغ كاخى زيبا ساخته بودند كه نقشهء پى و شالودهء آن به شكل خاج بود . درون اين كاخ با پردهها آرايش شده بود . در درون كاخ اطاقى بود كه سه شاهنشين به اطاقهاى نيم دايره * داشت كه كف آنها اندكى از زمين بلندتر و ديوارها و كف آنها از كاشى رنگارنگ پوشيده شده بود . اين شاه نشينها جاى خواب بودند . چون به اين اطاق در ميآييد در برابر شما شاه نشينى است كه از دو شاه نشين ديگر بزرگترست . درينجا پردهاى است از پارچههاى زربفت و سيم بفت . بلندى اين پرده باندازهء قامت يكنفر و پنهاى آن به قدر بازوان گشادهء سه تن است كه در كنار هم ايستاده باشند . در پشت اين پرده بسترى بود از تشكهاى كوچك كه بعضى از آنها با پارچهء زربفت و برخى از پارچههاى ابريشمين با الياف زرى پوشيده شده بودند . اين تشكها بر كف آن شاه نشين قرار داشتند . اينجا جاى نشستن اعليحضرت بود . ديوارهاى اين شاه نشين همه با پردههاى سرخ پوشيده شده بود . برين پردهها منجوقهايى از زر و ياقوت و نيز مرواريد و سنگهاى گرانبها دوخته بودند . بر بالاى اين پردهها نوارهاى ابريشمى ديده ميشد كه به قدر كف دست پهنا داشتند و به همان شيوهء سابق آرايش گشته بودند ، و نيز منگولههاى ابريشمى بسيارى بر اين پردهها آويخته بودند كه بر زيبايى آنها ميافزود ، دو شاه نشين ديگر نيز به همين گونه با پردهها و شرابهها آرايش گشته با قالى و حصير فرش شده بود . در وسط اين كاخ برابر هشتى كه بدر منتهى مىشود دو ميز زرين بودند كه چهار پايه داشتند و روى آنها با پايهها همه از يك پارچه زر ساخته شده