روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
228
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
گوشت ريختند تا مانند خورش به كار رود . سرانجام نانهاى نازك را برداشتند و دو لا يا چهار لا كردند و به روى هر قدح يكى از آنها را گذاشتند . چون همهء اين كارها انجام شد بعضى از درباريان مقرب درگاه با برخى از بزرگان حاضر در مجلس آن قدحها را دو نفرى يا سه نفرى برداشتند ، چون برداشتن آن براى يك تن ممكن نبود . اين قدحها را در برابر تيمور و سفيران بيگانه و شاهزادگان حاضر در مجلس گذاشتند . آنگاه اعليحضرت با نهايت لطف براى ما سفيران اسپانيا دو قدح از آنچه در برابر داشت ، براى نماياندن درجهء لطف خاص خويش فرستاد . هنوز همهء اين گوشتهايى كه در قدحها بود تمام نشده ، خوراك دوم را آوردند و آنچه از گوشت در قدحها بود ، بر طبق رسم آنان بگوشهاى نهاده شد تا بعد بخانهء ما فرستاده شود كه از آن بخوريم . در واقع اگر اين كار را نميكردند ، جسارت و بىحرمتى بزرگى نسبت به ميهمانان تلقى مىشد . مقدار گوشتى كه در برابر ما گذاشته شده بود ، حقيقتا تماشايى بود . پس به مجرد آنكه ظرفى را برابر ما ميگذاشتند و از آن ميخورديم فورا آن قدح را براى خدمتگاران ما ميبردند تا آن را به خانه برند . مقدار خوراكى چندان بود كه اگر خدمتگاران ما واقعا مىخواستند با مراقبت و دقت آنها را به خانه حمل كنند تا ششماه كفايت خوراك ما را ميكرد . بمحض آنكه اين گوشتهاى آبپز و كباب خورده شد در قدحهايى گوشت گوسفند را با آبگوشت آوردند . سپس براى ما مقدار هنگفتى ميوه مانند هندوانه و هلو و انگور آوردند . و نيز قدحها و كاسههاى زرين و سيمين بسيارى پر از شير ماديان كه با شكر آميخته بودند براى نوشيدن ما آوردند . اين مايع نوشابهء بسيار لذيذى است كه اين مردم در تابستان مينوشند . چون ما همه خورديم و سير شديم ، نمايش پيشكشهايى كه آورده بوديم آغاز شد و به همان شيوهاى كه گفتم خدمتگاران تيمور آنها را ميبردند . اينها پيشكشهايى بودند كه از ولينعمت خويش پادشاه قسطيله آورده بوديم . و نيز پيشكشهاى سلطان مصر هم نمايش داده شد . سرانجام سيصد اسب را نيز