روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

227

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

او بوده است ، اما چنان كه اينك گفتيم ديگر مايل به دادن خراج نيست و چيزى به او نمىدهد * . برگرديم بسخن خود . هنوز ما سفيران اسپانيائى كه در آنجا با گروهى نمايندگان مختلف كه از كشورهاى ديگر آمده بودند و دسته‌اى از بزرگان نشسته بوديم كه پيشخدمتها دست به كار آوردن گوشت براى سور ، شدند . اين گوشتها عبارت بود از گوشت گوسفند آب پز با آبگوشت و كباب و گوشت اسب . اينها را در ظرفهاى چرمى بزرگ و گودى كه در اسپانيا گوادامسى * ( يا چرم قرطبه ) ناميده مىشود ، گذاشته بودند . اين ظرفها دسته‌هايى داشتند كه با گرفتن آنها پيشخدمتها ظروف را از يك محل به محل ديگر ميبردند . بدينگونه چون تيمور از خوراك كه در ظرف مخصوصى بود ، ميخواست آن ظرف را بر زمين بسوى او مىلغزاندند . زيرا كه اين ظرفها چنان سنگين بودند كه برداشتن آنها از زمين ميسر نميشد . چون آن ظرف را با نهايت دقت بر زمين ميكشيدند و به نزديك اعليحضرت يعنى به بيست گامى او ميرساندند ، بخش كنندگان ميآمدند تا آن را ببرند ، اين مردم در برابر آن ظرفهاى بزرگ زانو ميزدند و همه پيشبند و آستينهاى چرمى بر روى ساعدهاى خود پوشيده بودند تا از چربى مصون باشند و شروع به كار ميكردند . تكه‌هاى گوشت را بعد در قدحهاى بلند ميگذاشتند . اين قدحها يا از زر بود يا از سيم و برخى هم قدحهاى گلى لعابى يا چينى بود كه اين قسم اخير بسيار گرانبها بود و از آنها با احتياط مراقبت ميكردند . مفصلى كه تاتاران خوردن آن را خيلى دوست دارند كفل اسب است با گوشتهاى دور آن چنان كه رانها از آن جدا شده باشد . پاره‌هاى كفل اسب ده قدح زرين و سيمين را كه در آن گوشت اسب هم ريخته باشند ، پر ميكنند و نيز درين كاسه‌ها تكه‌هايى از سيرابى اسب را كه باندازهء يك شست دست گرد كرده بودند با كلهء درستهء گوسفند ميريختند . بدينگونه بسيارى از قدحها را كه با اين چيزها پر شده بود برديف چيدند . چون آشپزها قدحهاى آبگوشت را آوردند ، از آن بر روى قدحهاى