روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
222
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
فصل دوازدهم سمرقند بدينگونه دوشنبهء هشتم سپتامبر ما سفيران از باغى كه در آن منزل كرده بوديم به راه افتاديم و پس از گذشتن از دشت به شهر سمرقند رسيديم . از همه سوى اين شهر باغها و خانههاى خصوصى و خيابانها و ميدانهايى كه در آنها همه گونه كالا براى فروش عرضه كردهاند ، وجود دارد . تا چهار ساعت از روز بالا آمده ( يعنى ساعت نه ) به بيشهء پهناورى رسيديم كه در آن كاخى بود كه جايگاه تيمور بود . اين كاخ چنان كه ملاحظه خواهيد فرمود مسافتى تا شهر فاصله داشت . به مجرد آنكه به آنجا رسيديم ما را فرود آوردند و خانهاى بما دادند كه در بيرون كاخ بود . درينجا دو تن از بزرگان دربار پيش آمدند و بما گفتند كه آنچه از پيشكش يا هديه براى تقديم به اعليحضرت داريم بدست آنان بسپريم كه نگهدارى كنند و ملازمانى آن را ببرند تا بعدها آنها را در پيش تيمور بگذارند . به مجرد آنكه پيشكشها را بدست آنان سپرديم رفتند . اما قبلا همين را به سفيران سلطان مصر هم كه با ما بودند گفتند . آنان نيز همين كار را كردند و پيشكشها را به ايشان سپردند . به مجرد آنكه پيشكشهاى ما بدين شيوه برده شد ، ملازمان ديگرى براى يارى ما آمدند و زير بغل هر يك از ما سفيران را گرفتند و ما را از دروازهاى بلند و پهن وارد آن بيشه كردند . اين دروازه بشيوهاى بسيار زيبا با كاشيهاى