روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

212

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

( ترغاى ) نيز درينجا زاده شده ، در سراسر شهر خانه و مسجد بسيار وجود دارد . ضمنا از همه مهمتر مسجدى است كه تيمور دستور ساختمان آن را داده است كه هنوز ناتمام است . درين مسجد اطاقى است كه در آن مزار پدرش واقع گشته و در كنار آن نيز اطاقى ميسازند كه بموقع خود پيكر تيمور را در آن جاى دهند . بما گفتند كه در يك ماه پيش يا در آن حدود تيمور ( بر سر راه سمرقند ) از آن شهر گذشته است و از نما و ظاهر اين اطاق مسجد خوشش نيامده و ايراد گرفته است كه در آن بسيار كوتاه است و دستور داده است تا آن را بلندتر كنند . اينك بنايان مشغول انجام دادن اين تغيير بودند . در همين مسجد آرامگاه جهانگير ميرزا پسر ارشد تيمور ( كه در سال 1372 ميلادى ( 774 ه . ) درگذشت ) ديده مىشود . همهء اين مسجد و اطاقهاى آن بسيار زيبا ساخته شده و با كاشيهاى رنگارنگ آبى و زرين آرايش گشته است . راه دخول آن از حياطى بزرگ است و در پيرامون حوض كه در ميان حياط واقع است ، درخت كاشته شده . درينجا روزانه بفرمان مخصوص تيمور گوشت بيست گوسفند را مىپزند و در ميان بينوايان پخش ميكنند . اين خيراتى است براى پدر و پسرش كه در آن اطاقها آرميده‌اند . به مجرد آنكه وارد شهر كش شديم ، بىدرنگ ما را به اين مسجد آوردند و ظرفهاى پر از گوشت و ميوهء فراوان در برابر ما نهادند . آنگاه ما را به كاخى پرشكوه بردند و در آنجا اثاث زندگى براى ما آماده شده بود . فرداى آن روز كه مصادف بود با جمعه ، بدنبال ما آمدند و ما را براى ديدن كاخ ديگرى كه ناتمام بود بردند . ميگفتند كه بيست سال است كه اين كاخ در دست ساختمان است . اما با آنكه هر روز كارگران در آن به كار مشغولند باز هم بپايان نرسيده است . اين كاخى كه دربارهء آن سخن ميگوييم درى داشت فوق العاده بلند و در دالان آن به سمت راست و چپ طاقىهايى باز ميشد كه پيرامون آنها با كاشىهاى آبى آرايش گشته بود . هر يك ازين طاقيها به اطاقى كوچك ميرسيد كه هيچ در نداشت و كف آنها با كاشى آبى فرش شده