روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
209
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
همهء اين مراحل با ما همراه بود ، همين عمل را كرد ، و نيز به راهنماى دوم خويش ( يعنى ميرا بزار ) كه اخيرا از جانب تيمور مأمور مراقب ما شده بود ، پيشكشى داديم كه عبارت از يك اسب بود . اين رسم درين كشور جارى است كه چون تيمور فرستادهاى به نزد كسى گسيل مىكند ، از آن شخص انتظار ميرود و از وظيفهء اوست كه به فرستادهء او پيشكشى در برابر افتخارى كه به او داده شده است ، بدهد . و نيز ارزش پيشكشى كه به فرستادهء تيمور داده مىشود ميزان احترام و سپاسى كه آن شخص نسبت به تيمور دارد مىرساند و در نظر تيمور قدر و ارزش آن شخص هم با پيشكشى است كه به فرستادهء او ميدهد . جمعهء بيست و دوم اوت پس از ناهار از ترمذ به راه افتاديم و به چادرهايى رسيديم كه در آنجا خوابيديم . در نزديك اين چادرها خانههاى بزرگى هم وجود داشت . فرداى آن روز يعنى شنبه راه ما از دشت پهنى مىگذشت و دهكدههاى پر جمعيت بسيارى بر سر راه ما بود و سرانجام به دهى رسيديم كه در آنجا شب را مانديم و از ما محترمانه پذيرايى كردند و آنچه نياز ما بود آماده ساختند . يكشنبهء فردا را رانديم و در خانهاى كه براى آسايش تيمور ساخته بودند كه چون ازين خط بگذرد در آن بيارامد ، ناهار خورديم و براى ما گوشت و شراب و ميوه و مخصوصا هندوانه كه درين استان فراوان و بسيار مرغوب و بزرگ است آوردند . رسم درينجا برين جارى است كه چون براى شما ميوه پيشكش مىآورند در زنبيلى جاى ميدهند و در برابر شما همه را روى زمين ميريزند . آن شب بار ديگر به راه افتاديم و در چادر كنار رودخانه خوابيديم . سپس دوشنبهء فردا به پاى رشته كوهى بسيار بلند رسيديم و در خانهاى كه نقشهاش عين صليب بود ناهار خورديم . ازين نقطه ببعد رشتهء كوههاى مرتفعى وجود دارد كه در آن گذرگاههاى تنگ براى عبور مسافران هست كه پندارى بدست آدميان كنده شده است و در دو جانب اين راه كوه عمودى و راست سر بفلك ميكشد . اما اين راه كاملا هموارست و از درهاى ژرف مىگذرد .