روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

206

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

فصل يازدهم از جيحون تا سمرقند چون تيمور از تسخير سمرقند كه گفتيم در ماوراى جيحون قرار دارد ، بپرداخت بر آن شد تا از آن رود بگذرد و سرزمين خراسان را كه در جنوب بود بگيرد . بنابرين دستور داد تا پلى از تيرهاى چوبى بر پايه‌هاى زورقى ساختند و به مجرد آنكه وى با كسانش از آن گذشتند فرمان داد تا آن پل را فورا ويران ساختند . بقرارى كه شنيديم اخيرا كه از جنگهاى اخير به سمرقند باز ميگشت دستور ساختمان مجدد اين پل را داد تا با لشكريانش از آن بگذرد . و ما نيز كه اكنون بايستى از آن ميگذشتيم توانستيم از آن استفاده كنيم . بهر حال بما خبر دادند كه تيمور دستور داده است كه بار ديگر اين پل را نيز ويران سازند . و براستى كه چون به پل رسيديم ديديم كه پل تا آنسوى آب ادامه يافته است . تا قسمت اعظم پهناى رودخانه را با اسبان و چارپايان خويش پيموديم و درينجا ناگهان پل قطع ميشد ( و ناچار به كشتى نشستيم ) درين دشت پهناور كنار جيحون در روزگار باستان اسكندر بزرگ با پادشاه افغانستان « پوروس » « 1 » جنگيد و او را سخت شكست داد . پنجشنبه يعنى همانروز ورودمان به ساحل چپ جيحون به آنسوى آب رفتيم و شب به شهر بزرگى رسيديم بنام « ترمذ » . در گذشته اين شهر جزو

--> ( 1 ) - Porus