روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

20

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

« دريانورد » كه در آنزمان ده ساله بود ، مقدمات گذشتن از دماغهء اميد نيك و يافتن راه هند را تهيه ميكرد و همچنين نوهء همين هانرى سوم پادشاه كاستيل يعنى « ايزابل » « 1 » كسى بود كه كريستف كلمب را به آمريكا فرستاد . اما دربارهء شبه جزيرهء ايبرى بايد گفت كه در آغاز قرن پانزدهم ( اواخر قرن نهم هجرى ) پادشاه عرب « غرناطه » « 2 » هنوز هم از جبل طارق گرفته تا نقطه‌اى در جانب غرب قرطاجنه و ازين نقطه تا ساحل « وادى الكبير » « 3 » كه در قسمت شماليتر واقع است در زير فرمان داشت . ولايت « آراغون » « 4 » واقع در قسمت شمال غربى اسپانيا كشورى مستقل را تشكيل ميداد كه در آن « مارتين اول » « 5 » پادشاه بود و خواهر وى يعنى « ملكهء الئانور » « 6 » همانا مادر هانرى سوم پادشاه كاستيل بود . حال برگرديم بوقايع سال 1402 ( 805 ه . ) . از تقريرات كلاويخو چنين برميايد كه در هنگام عيد قيام هانرى سوم كه بسيار مشتاق بدست آوردن و كسب اخبار درست و مقرون بواقعيت بود ، دو سفير به جانب شرق گسيل داشت تا آنچه در آن نواحى روى ميدهد گزارش كنند . اين دو تن در تابستان عزيمت كردند و پس از آنكه از درياى اژه گذشتند ، در آسياى صغير از كشتى پياده شدند و در آنقره باردوى تيمور رسيدند و بحضور او بار يافتند و از آنان با ملاطفت پذيرائى شد . پس از فتح بيستم ژوئيه تيمور تفرج كنان بسوى سمرقند به راه افتاد و قصد داشت كه زمستان را در دشتهاى قراباغ كه در طرف شرق گرجستان واقع است ، بگذراند . بارى ، قبل از عزيمت از آنقره تيمور مناسب چنان ديد كه در مقابل هيئت سفارتى با هداياى بسيار گرانبها بنزد پادشاه اسپانيا يعنى « هانرى سوم » بفرستد و قرار شد كه سفراى وى درين مسافرت بهمراه فرستادگان پادشاه اسپانيا باشند و بوسيلهء آنان راهنمايى شوند . در نتيجهء اين سفارت پادشاه اسپانيا هم كلاويخو را با گروهى ديگر

--> ( 1 ) - Isabelle ( 2 ) - Grenade ( 3 ) - Guadal Quivir رودى است در اسپانيا ( م . ) ( 4 ) - Aragon ( 5 ) - Martin I ( 6 ) - Eleanor