روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
21
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
بسفارت بنزد تيمور گسيل داشت . اين هيئت سفارت اسپانيائى با استفاده از راهنمايى فرستادگان تيمور بدنبال اردوى تيمور روانه شدند و منتظر بودند كه در گرجستان بحضور او برسند . اما هواى سرد زمستان ادامهء سفر آنان را مدتى به تعويق انداخت و سرانجام در سمرقند به خدمت رسيدند . هيئت سفارت اسپانيا مركب از سه تن بود . يكى رئيس تشريفات پادشاه اسپانيا كه همان كلاويخو باشد . يكى « آلفونسو پائز » « 1 » كه كشيش بود و سومى صاحبمنصبى از پاسداران شاهى بنام « گومزد سالازار » . با اينها مقدار بسيارى تحف و پيشكش بود كه از آن جمله يك قفس محتوى شاهين يا بازى بود كه اسپانيا در آنزمان بداشتن آن معروف بود . هيئت سفارت با خدمهء بسيارى حركت كرد ، كه عدهاى از آنان در سرزمين ايران به خاك رفتند و تفصيل آن خواهد آمد . بهنگام عزيمت گومزد سالازار در نيشابور از رنج سفر جان بداد . كلاويخو بيش از يك قرن پس از آنكه ماركوپولو نحوهء راه يافتن به آسياى مركزى را در كتاب معروف خويش بيان داشت ، بسوى سمرقند به راه افتاد . از اسپانيا تا سمرقند راه از هفتاد درجهء طول غربى هم تجاوز مىكند و هرگز از عرض چهل درجه نميگذرد . هيئت سفارت مزبور كه با كمال اهتمام و ضمنا تفرجكنان راه پيمايى ميكردند ، اندكى پيش از بپايان رسيدن پانزده ماه و پس از درنگها و معطلىهاى بسيار و پس از آنكه پنج ماه در قسطنطنيه توقف كردند ، از قادس به سمرقند رسيدند . در بازگشت نيز راه آنان همين مدت طول كشيد . علت آن هم درنگ بسيار و يك توقف ششماهه در تبريز بود . از قادس به طرابوزان و بالعكس را با « كشتى » « 2 » پيمودند . اين فاصله بالغ بر دو هزار و پانصد ميل مىشود . كشتى حامل آنان از نوعى بود كه در آنزمان در درياى روم بسيار مورد استفاده بود . اين كشتىها سه دگل و يك عرشهء مرتفع عقب داشتند و طناب بندى
--> ( 1 ) - Alfonso Paez ( 2 ) - Caraque