روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
191
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
فصل دهم از نيشابور تا جيحون روز يكشنبهء بيست و هفتم ژوئيه از نيشابور به راه افتاديم و شب را در يك ده متروك و خالى از سكنه گذرانديم . فرداى آن روز يعنى دوشنبه بهنگام غروب به شهرى بزرگ رسيديم بنام « فريور » « 1 » كه در آنجا ديديم بيشتر مردم از شهر گريختهاند . اين جلاى وطن ناشى از ترس و بيم از سپاهيان تيمور بود و اينك دوازده روز بود كه از روز عبور او و همراهان تاتارش ازين شهر ميگذشت و در واقع كسان تيمور در شهر بيداد شگرفى كرده بودند . با وجود اين گروه انگشت شمارى كه از مردم شهر مانده بودند از ما خوب پذيرايى كردند و طبق معمول خلعت ( زربفت ) بما پوشانيدند . در پيرامون اين شهر دشتى است لم يزرع و هواى آن بسيار گرم . در سه شنبهء فردا بهنگام غروب به شهرى بزرگ رسيديم بنام « آسگور » « 2 » . پس از چند ساعت آرميدن شبهنگام و در تاريكى به راه افتاديم و ميانروز بهنگام صرف ناهار به شهر بزرگى بنام « اخالخان » « 3 » رسيديم . روز چهار شنبهء سىام ژوئيه به شهر اخير رسيديم و از ما با كمال احترام پذيرايى كردند و ضيافتى دادند و همهء نيازمنديهاى ما را برآوردند و بما به همان ترتيب مقرر و معهود خلعت زربفت پوشانيدند .
--> ( 1 ) - Ferrior ( 2 ) - Asegur ( 3 ) - Okhalchan