روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
169
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
واقع بود ، گذشتيم . در سرزمين پيرامون شيراز ( جنوب خراسان و آنسوى آن ) شهر بزرگ هرمز قرار دارد كه سابقا جزء هند كوچك بود . اما اينك در قلمرو تيمور است . ازين بندر بسيارى مرواريد و نيز سنگهاى گرانبها به سلطانيه ميآورند . زيرا كه اين كالاها را از چين از راه دريا به هرمز ميآورند . كشتيها پس از پيمودن خليج فارس كه در مرز ايران واقع است ، به اين بندر ( يعنى هرمز از راه رود ميناب ) ده روزه ميرسند . همهء كشتيهايى كه در خليج فارس هستند از الوار ساخته مىشود ، بدون آنكه در آنها ميخ آهنى به كار رود . بجاى آن ميخ چوبى استعمال ميكنند و نيز تخته را دم چلچلهوار در هم ميكنند تا استوار و محكم شود و از هم نگسلد . اگر آنها را به اين طريق نميساختند ، يعنى ميخ آهنى به كار ميبردند ، بىدرنگ از اثر سنگهاى آهن ربايى كه در ژرفاى درياست ، جدا ميشد و كشتى متلاشى ميگشت * . اين كشتيها مرواريد به شهر هرمز ميآورند تا در آنجا آنها را پرداخت و سوراخ كنند و نيز در كشتيها ياقوت كه بهترين نوع آن فقط در چين يافته مىشود و همچنين ادويه ، آورده مىشود . اينك بيشتر مرواريدهايى كه ما ( در اسپانيا ) داريم از درياهاى چين ميآيد و بدون استثناء همه در هرمز پرداخت و سوراخ شده است . چه بازرگانان اعم از مسيحى و مسلمان همه برين امر اتفاق دارند كه تنها مردم چيره دست و ماهر اين شهر مىتوانند از عهدهء اين كار برآيند . كاروانهايى كه از سلطانيه ميگذرند و به هرمز ميروند ، اين فاصله را شصت روزه مىپيمايند . در ديار مغرب همواره بما ميگويند كه مرواريد در صندوقهاى بزرگ كه بنام « نگار » « 1 » معروف است يافته مىشود . اما مسافرانى كه از هرمز و چين ميآيند ، همه درين نكته متفقند كه مرواريد از صدف دو دهانه بدست ميآيد و ميگويند كه صندوقهايى كه در آنها مرواريد يافته مىشود بسيار بزرگ و همچون كاغذ سفيد هستند . مرواريدها و ( اين صدف ) يا نگار با ساير اقسام صدف به شهرهاى سلطانيه و تبريز آورده و در آنجا مبدل به
--> ( 1 ) - Nagar