روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

15

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

ديباچه ما جادهء زرين سمرقند را در پيش مىگيريم . ج . ا . فلكر « 1 » براى فهم دامنهء جهان‌گردى و راهى كه كلاويخو در به كار بستن مأموريت سفارت خويش بدربار امير تيمور در پيش گرفته بود ، درين صفحات اجمالا به بعضى جزئيات حوادث آنزمان كه در قسطنطنيه و مغرب آسيا روى داده اشاراتى رفته است كه ما را از تكرار و افزودن شرح و حواشى به متن ترجمه بىنياز خواهد ساخت . در سال 1400 ( 803 ه . ) اميران و پيشوايان اروپائى در دل سخت هراسناك بودند ازينكه قسطنطنيه سقوط كند و امپراطورى روم شرقى نابود شود . در آن موقع سلطان « بايزيد » عثمانى همهء آن خطه‌اى را كه بعدها بنام تركيه معروف شد ، در تصرف داشت . « مانوئل » « 2 » امپراطور روم شرقى هنوز هم بر قسطنطنيه فرمانروا بود و خارج از ديوار شهر فقط باريكه‌اى در سوى ساحل شمالى درياى مرمره تا درياى سياه را كه طولش پنجاه ميل و پهنايش سى ميل ميشد در تصرف داشت . چهار سال پيش از تاريخ فوق ، ( يعنى در سپتامبر 1396 يا 799 ه . ) يك لشكر بزرگ مختلط صليبى بفرمان كنت « نور » « 3 » ( برادرزادهء شارل ششم پادشاه فرانسه ) به منظور پشتيبانى از « سيگسيموند »

--> ( 1 ) - J . E . Flecker ( 2 ) - Manuel ( 3 ) - Nevers