روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
119
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
نيروهاى دشمن آن را همچون بندرى به كار نبرند . آن بعد از ظهر از آنجا به راه افتاديم و به شهرى رسيديم كه « آماسرا » « 1 » نام دارد . اين شهر گو اينكه در خاك تركان واقعست ، اما بدولت ژن متعلقست . آماسرا بر تپهاى بلند مشرف بر ساحل بنا گشته است و در نزديكى اين تپه ، تپهء ديگريست كه قسمتى از آن در دريا واقعست و بلندى تپهء دوم با تپهء اول برابرست و ديوارى هر دو تپه را در ميان گرفته است . از فراز يكى ازين دو تپه بر فراز ديگرى پلى ساختهاند كه از روى آن آمد و رفت مىكنند . شهر داراى دو بندرگاه است كه هر يك در يك سوى تپه قرار دارد . شهر به تنهايى كوچكست و خانههاى آن ساده و محقر ، اما در خارج از ديوار شهر هنوز هم بقاياى ساختمانهاى بزرگ و كليسياها و كاخهاى عظيم را مىتوان تميز داد . آشكار است كه در روزگار پيشين قسمت اعظم شهر در بيرون حدود امروزى واقع بوده است كه اينك آنها همه در حال ويرانى است . چهار شنبه يعنى روز ورودمان به اين بندر و پنجشنبه و روز بعد كه روز جمعهء صليب « 2 » بود در آنجا مانديم . پس از آنكه بمناسبت آن روز كليسياها مراسمى را اجرا كردند ، به راه افتاديم و در تكاپوى غروب به محلى رسيديم بنام « دوس كاستلوس » « 3 » ( يعنى دو دژ ) . فرداى آن روز كه شنبه بود بامدادان بادبان برافراشتيم . اما مه غليظى هوا را گرفت و ( تا ساعت نه ) بادى شديد وزيدن گرفت . دريا برخاست و خيز آبهاى آن بسيار بالا گرفت و ما از جهت كشتى بهراس افتاديم و در مه ندانستيم كه نزديك ساحل هستيم يا امكان حركت و مانور داريم ، زيرا كه تا بندر مقصد فاصلهء بسيار بود . پس با احتياط كامل پيشروى ميكرديم و تا ميانروز به ( بندر مقصد كه ) دژى دارد بنام ( اينبولى ) « 4 » و متعلق به تركان است رسيديم . خواستيم به بندرگاه داخل شويم ممكن نشد و باز به دريا رفتيم تا از
--> ( 1 ) - Amasera ( 2 ) - جمعهء صليب روزيست كه مسيح را به چهار ميخ كشيدند . م . ( 3 ) - Dos Castellos ( 4 ) - Ineboli