روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
98
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
سر نيزه براق و درخشنده نيست ، بر خلاف تيره است و چنين مينمايد كه پيوسته در كار بوده است . نيزه بر روى همان تخته تكه چوبى است كه با آن بر سر خداوند ما عيسى مسيح هنگامى كه در برابر « پيلاطس » « 1 » ايستاده بود كوفتند اين قطعه چوب در حدود يك بدست و نيم درازا داشت . و نيز در همان تخته در زير سرنيزه و قطعه چوبى كه اينك از آن سخن گفتيم تكهء اسفنجى بود كه با آن سركه و مازو به خداوند ما عيسى مسيح هنگامى كه بر فراز صليب بود نوشاندند . در همين جعبهء نقرهء زركارى شده جامهء خداوند ما عيسى مسيح نهاده شده بود كه بخاطر آن خدمهء پيلاطس قرعه كشيدند . آن جامه تا گشته و در چند جا مهر و موم شده بود ، تا مبادا آنان كه براى تماشا ميآيند از آن بخاطر تيمن تكهاى ببرند ، همچنانكه ملاحظه كرديم كه برده بودند . يكى از آستينهاى آن جامه از ديگر قسمتهاى جامه كه تا گشته و مهر و موم شده بود ، مجزا و جدا شده بود . معلوم بود كه جامه با دمياطى سرخ ( كه به پارچهء ابريشم شبيه است ) آستر شده بود . اين آستين جدا شده تنگ و بشيوهاى دوخته بود كه مچ آن تكمه مىخورد و تا آرنج شكاف داشت و سه تكمهء كوچك داشت ، از آن تكمههائى كه با ريسمان تاب داده ميسازند . اما در مقابل سوراخ تكمه يا جا مادگى نداشت . اين تكمهها و آستين تا آنجا كه از جامه ممكن بود ديده شود برنگ سرخ سير بود يا كمى دم به كمرنگى ميزد . پارچهء اين جامه به نظر بافته نميآمد بلكه چنين مينمود كه با سوزن ساخته شده بود . چون چنين مينمود كه بافتهاى آن سه لا نخ بود . در همان هنگام كه ما اينطور به اطراف براى تماشا ميرفتيم و اين آثار مقدس را ميديديم ، بعضى از مردم شهر و بزرگان كه در پيرامون ما بودند به مجرد
--> ( 1 ) - Ponte Pilate حاكم شهر يهوديه از طرف روميها كه در سال 93 بعد از ميلاد درگذشته است . اين شخص چون ميترسيد كه در نتيجهء بودن مسيح در آن شهر شورش برپا شود ، او را بقضاة مذهبى يهود تسليم كرد و چون وجدانا عيسى را مقصر و قابل مجازات نميدانست در حالى كه دستها را به آسمان برداشته بود خطاب به يهوديانى كه آنان را مسؤول سرانجام عيسى ميدانست گفت : « من در مرگ اين مرد درستكار بىتقصيرم و اين شمائيد كه او را بمرگ ميسپاريد » و اشاره به اين عمل او يعنى دست به آسمان برداشتن امروز مثل است . م . ا .