ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
85
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
ناميده مىشد ، و مسيل شيبدارى به نام جاغقاچاجور « 1 » كه از ذوب برفها سيلابى به نام آلاجا « 2 » در آنجا راه مىافتاد ، بنا شده است ؟ به سال 763 [ 146 ه ق ] ، شاهزاده باگراتيد آشوط مساكر « 3 » ( گوشتخوار ) در پاى اين قلعه شهرى احداث كرد كه در زمانى كوتاه آباد و پر رونق گرديد . آشوط سوم اغورماتس « 4 » ( بخشنده ) به سال 961 [ 350 ه ق ] در اين شهر اقامت گزيد و دور شهر ديوارى كشيد و بر استحكام برج و باروى آن كوشيد و از اين زمان آنى داراى منارههاى بلند ، كاخهاى بزرگ و بناهاى باشكوه ، كليساهاى عالى ، نوانخانهها و مؤسسات مذهبى و عام المنفعهى بسيار ديگر گرديد . هركس از جان و دل مىكوشيد كه در راه پيشرفت و ترقى آن قدمى بردارد . سمباط دوم « 5 » ، فرزند آشوط سوم ، بعد از درگذشت پدر به سال 977 [ 366 ه ق ] به جاى وى نشست . در قسمت شمال شرقى كه تنها قسمت قابل دسترس به آنى بود ، ديوارى شهر را از هجوم بيگانگان حفظ مىكرد . سمباط دوم ديوار مزبور را مستحكمتر كرد و از رودخانهى آخوريان تا جاغقاچاجور ( درهى باغها ) از بلوك سيمانى ديوار كشيد . داخل آن محوطهيى بود با برجهاى بلند و باروهاى مستحكم ، مجهز به درهايى از الوار درخت بلوط كه با بستهاى آهنى و گل ميخهاى قوى بر مقاومت و استحكام آنها سخت افزوده بود . به سال 989 [ 379 ه ق ] تيرداد « 6 » كه معمار ماهرى بود ، كليساى بزرگ را پايهگذارى كرد . رفته رفته اين شهر سلطنتى با بناهاى زيبايش چهرهيى باشكوه و وصفناپذير به خود گرفت . علاوه بر كاخهاى زرين اختصاصى در اين شهر هزار و يك باب كليسا وجود داشت كه مردم عادى به آنها سوگند ياد مىكردند ، و صد هزار كاخ . البته در اين ميان ، اغراق و مبالغهگويى را نبايد از نظر دور داشت ، چون محيط شهر از شش كيلومتر تجاوز نمىكند . عدد هزار و يك در اصطلاح مشرق زمينىها مانند ششصد « 7 » در زبان لاتين ، علامت رقم بسيار زياد و درشتى است . ولى درهرحال ارمنىهاى ايام قديم يكى از بزرگترين سازندگان كليساها بودند . هر خانوادهى پولدار براى آرامش روح درگذشتگان اعضاى خاندان خود ، دست كم يك معبد كوچك بنا مىكرد و عايدات آن را كه براى زندگى يك نفر كافى بود ، وقف كشيش محلى مىنمود . ارمنيان ديگر با تقديم
--> ( 1 ) . در متن به صورت : Dzaghcotsatzor . ( 2 ) . Aladja ( 3 ) . Bagratide Achot - Msaker ( 4 ) . Achot III Aghormatz ( 5 ) . Sembat II ( 6 ) . Tiridates ( 7 ) . Sexcenti