ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

74

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

برفىاش نسل جديدى را كه بعد از كشته شدن آن همه انسان‌ها تازه پايشان به دامنه‌ى اين غول عظيم رسيده بود ، خيلى خونسرد نظاره مىكرد . از منزلگاه واقع در ميان پارژه « 1 » و زعيم ؟ « 2 » خيلى سريع گذشتيم . بعد از ايستگاه زعيم جاده از وسط پلى مىگذشت كه ترك‌ها با ستون‌هاى عجيب بر روى شعبه‌يى از رودخانه‌ى قارص‌چاى ساخته بودند . بعد ، دهكده‌ى بزرگ ملك - كواژ « 3 » سر راه‌مان قرار داشت كه مالاكان‌نشين بود و تعداد قابل توجهى تاتار نيز در همسايگى آنان زندگى مىكردند . دره‌ى ناجور قارص‌چاى يك دفعه آن‌چنان تنگ و باريك مىشد كه چاره‌يى جز عبور از ميان آب سيل‌آساى رودخانه باقى نمىماند . ديدن خرابه‌هاى يك دژ ارمنى قديمى طليعه‌يى از نزديك شدن به قارص بود . ما از پاى دو پلكان غول‌آسا كه قلعه را به ارتفاعات مجاور و به برج و باروى محوطه‌ى جديد متصل مىساخت ، گذشتيم و بعد از عبور از روى پلى كه درشكه‌ى ما به علت برخورد با سنگ‌هاى نامرتب آن به تلوتلو درآمده بود ، عاقبت برابر مهمانخانه‌ى امريكا كه تنها مهمانخانه‌ى قارص بود توقف كرديم . پيشخدمت هتل داشت روى بالكن ساختمان ، پاى ارباب و مالك هتل را مىشست و اربابش درحالىكه مشغول كشيدن قليان بود ، در ضمن با يكى از كاركنان كه در طرف مقابل و روى پنجره‌ى اداره‌ى پليس به آرنج خود تكيه داده بود ، سخت سرگرم بگو و بخند بودند . سرانجام صحبت‌شان ظاهرا به آخر رسيد و با حالت بزرگ‌منشانه‌يى اتاق منحصر به فرد مهمانخانه‌اش را نشانمان داد . اين اتاق از هرگونه اسباب و وسايل عارى بود ، ولى به عنوان تنها زينت اتاق قاليچه‌ى كهنه‌يى روى زمين پهن كرده بودند كه شكاف‌هاى آن بهترين پناهگاه براى انواع و اقسام حشراتى بود كه روى ديوارها دسته دسته راه مىرفتند و مزيت ديگر آن اين بود كه با تيغه‌ى نازكى از آشپزخانه‌ى هتل جدا مىشد و از خلل و فرج آن بوهاى خوش و

--> - هيأت‌هاى مذهبى و كشيشان رسمى و بنيادگرايى و اصول دين بر مبناى كليساى ارتدكس را به خصوص در مورد خطاى اوليه حضرت آدم مطلقا قبول نداشتند و با اين‌گونه پندارها به مبارزه برخاسته بودند . بعد از كشمكش‌ها و تحمل آزارها و شكنجه‌ى فراوان ، سرانجام اعضاى فرقه مزبور در سال 1843 به قفقاز تبعيد شدند . [ تلخيص شده از لاروس بزرگ ] ، درباره‌ى دوخوبورها ر . ك : دايرة المعارف فارسى ، مصاحب . م . ( 1 ) . Parget ( 2 ) . Zaim ( 3 ) . Melik - Koij