ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
66
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
ايستگاه سالائوقلينسك « 1 » ، اولين محل توقف ما ، در نقطهى پيوستن نمىدانم كدام رود سيلآسا به رود كر ، در واحهى كوچكى واقع است كه سرسبزى و هواى مطبوع آن بعد از گذشتن از آن همه دشتهاى خشك و جادههاى خستهكننده براى ما بسيار مغتنم بود . در كنار رود ستونى از قزاقان كوبان « 2 » به وضع خيالانگيزى اردو زده و اسبها را در چمن رها كرده بودند . مردها دور آتش حلقه زده بودند و صبحانه تهيه مىكردند . كمى دور تر ، زن فرمانده روى ارابهيى در ميان رختخوابى از پر قو خوابيده بود . گاوها كه تازه از ارابهها باز شده بودند ، روى علفهاى انبوه غلت مىزدند و آرام آرام نشخوار مىكردند . قراولهاى سواره براى محافظت از جاده و هم از افراد اردو كشيك مىدادند . فرمانده ستون مرد نازنينى به نام مائيب ارادا « 3 » ما را با محبت تمام پذيرفت و به پيمانهيى از شراب كاخت مهمانمان كرد . مىگفت هنگام تحصيل در آموزشگاه خيلى خوب فرانسه بلد بوده اما اكنون از فراموش كردن آن بسيار متأسف است . بين خودمان بماند ، او مىبايست اظهار اطلاعات اشتباهآميز جغرافيايى خود را نيز مورد ملامت قرار مىداد . چون اگر گفتهى او را باور مىكرديم ، ستون تحت فرماندهىاش قرار بود در گوى تپه « 4 » واقع در تركستان ، پادگانى داير كند و براى رسيدن به آنجا آنها به قول او از خاك ايران مىگذشتند . اما حقيقت امر عبارت از اين بود كه آن قزاقها مىرفتند با افرادى جابهجا شوند كه در مرز ايران و در پاسگاههاى كنار ارس به فاصلههاى معين نگهبانى مىدهند . به مجرد آنكه از اين فرمانده دوست داشتنى جدا شديم ، قزاقها به دنبال ما راه افتادند . آنها وقتى به ما نزديك شدند ، بعضىها روى زين اسب سرپا ايستاده بودند ، بعضى بغل گوش ما تير خالى مىكردند و افرادى هم كه شجاعتر و ماهرتر از ديگران بودند ، كلاههايشان را روى زمين مىانداختند و دوباره به تاخت برمىداشتند . آنطور كه درخور اين آخرين محبت و اداى احترام فرمانده عزيز نسبت به ما بود ، از هنرنمايى قزاقان قدردانى كرديم و با خاطرهيى خوش و آرزوى روزهاى خوب براى اين افراد شجاع به راه خود ادامه داديم . جاده به تدريج از نوار سرسبز درختان و رستنىها كه اين همه سبزى و خرمى از
--> ( 1 ) . Salaoglinsk ( 2 ) . Kouban : اين كلمه كه هم نام رود هم نام جايى است ، در منابع قديم فارسى قوبان نوشته شده است . م . ( 3 ) . Maibarada ( 4 ) . Geog - Tepe