ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

65

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

شريك دزد و رفيق قافله هستند و حتى گاهى اتفاق مىافتد مسافران را كه بايد حافظ جان و مالشان باشند ، خود بىشرمانه لخت مىكنند . خلاصه اين‌چنين است اوضاع مأموران حفظ و حراست امنيت جاده‌هاى بزرگ قفقاز . در ساعت نه كار تعمير درشكه تمام شد و بعد از بسته‌بندى بارها راه افتاديم . در سمت چپ ما برف و يخچال‌هاى داغستان با زيبايى خاصى با رنگ آسمان آبى در هم مىآميخت . در سمت راست نيز يك سلسله تپه‌هاى لخت و خرمايى رنگ در برابر ما ديوار كشيده بود . جاده از دشت بىحاصلى مىگذشت . از كنار قبرستانى گذشتيم كه متعلق به تاتارها بود . سنگ قبرها را همان‌طور كه در تركيه مرسوم است ، به‌طور عمودى بر بالاى قبر گذاشته بودند . بعضى را نيز روى زمين خوابانده بودند . كمى دور تر به دهى رسيديم ؛ البته اگر بشود به اين نوع پناهگاه‌ها كه در بعضى جاها درست كرده‌اند و بلندى بام‌خانه‌هاى آن از چند پا تجاوز نمىكند ، اسم ده يا آبادى گذاشت . ده خالى از سكنه بود و ساكنان آن‌كه نيمه چادرنشين بودند ، گله‌هاى خود را براى چرا به كوهستان برده بودند . براى ما فرصت خوبى بود كه از داخل اين زاغه‌ها ديدن كنيم . تنها اتاقك خانه خيلى بزرگ‌تر از آن بود كه ما از بيرون حدس مىزديم . در وسط اتاق ، از روى رنگ سنگ‌هاى سياه شده ، جاى تنور را تشخيص داديم و سوراخ ميان بام اتاق محل دودكش آن بود . در ته اتاق دو تير چوبى قرار داده بودند كه روى آن گليمى انداخته و جاى مردها را از زن‌ها جدا كرده بودند . كنار اين قسمت اتاق مانند طويله بود . بعد از آن ده ، جاده از كنار يكى از شعبه‌هاى رود كر ، به نام كرام « 1 » مىگذشت . ايرانىها روى آن پلى ساخته‌اند كه به لحاظ وقوع جنايت‌هاى زياد در كنار آن به كرازنى - موست « 2 » يا پل سرخ معروف شده است . چند سال پيش اينجا وعده‌گاه مورد علاقه‌ى راهزنان منطقه بود . ژروم تعريف مىكرد در وسط روز در همين جا به يك جهانگرد انگليسى كه خود او هم همراهش بود ، دستبرد زدند و هشتصد ليره‌ى نقره از وى گرفتند . جهانگرد بيچاره تازه خوشحال بود كه با چنين مبلغى جانش را باز خريده است . خلاصه ، در اين محل آن قدر دزدى و راهزنى زياد بوده كه بالاخره دولت تصميم مىگيرد يك پاسگاه دايمى قزاق داير كند . بعد از استقرار قزاق‌ها ، افسانه‌ى پل سرخ به پايان مىرسد و در حال حاضر حول و حوش آن يكى از امن‌ترين نقاط قفقاز است .

--> ( 1 ) . Kram ( 2 ) . Krasny - Most