ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
58
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
همه اسب بگيرند . به اين جهت از هر لحاظ به سود ما بود كه از اين گذرنامهى مشكلگشاى دو مهرى براى خود دست و پا كنيم تا هم در وقت و هم در پول صرفهجويى كافى كرده باشيم . اين مشكل نيز تنها به دست تواناى شاهزاده دوندوكف - كورساكف « 1 » فرمانرواى كل قفقاز گشوده مىشد . خوشبختانه آقاى دوبلودو « 2 » ، كاردار روسيه در بلژيك ، توصيهنامهيى به نام او براى اوئلين نوشته بود و اين نوشته فقط حالا به دردمان مىخورد . سراغ فرمانروا را گرفتيم ، گفتند در ييلاق كاجرى « 3 » كه آسايشگاهى در دامنهى كوهها به فاصله يك يا دو فرسخى تفليس است ، به سر مىبرد . روز پنجشنبه ، 23 اوت ، درشكهيى با سرعت تمام ما را از جادهيى كه خيلى خوب نگهدارى مىشد ، و اينچنين مراقبتى از جاده در قفقاز بسيار كم ديده مىشود ، به كاجرى رسانيد . در طول مدتى كه اوئلين پيش شاهزاده رفته بود ، من از فرصت براى بازديد اين آسايشگاه جديد التأسيس استفاده كردم . بدون رودربايستى بايد بگويم كه سرتاسر دهكده حتى به مفت نمىارزيد و تنها منظره و چشمانداز آن عبارت از بيشهى كوچكى بود كه به علت ارتفاع زيادش از گرماى طاقتفرسا و از تبها و پشههايى كه در فصل تابستان زندگى را در تفليس تحملناپذير و مخاطرهآميز مىكنند ، دور و مصون مانده بود . ضمنا چند باب ويلا و هتل كه بعضى از آنها در دست ساختمان و بعضى ديگر تازه به مرحلهى بهرهبردارى رسيده بود و ظاهرا همهى آنها بسيار ساده و معمولى مىنمود ، از تأسيسات مهم و اوليهى اين دهكدهى ييلاقى تازهساز به شمار مىرفت . طبعا تنها به خاطر دورى راه بورژوم « 4 » - يا اين اسپا « 5 » ى قفقاز - است كه مردم تفليس به جاى سايهى مطبوع درختان پر شاخ و برگ آنجا به چنين جاى ملالآورى روى مىآورند . من تازه مطالعهى منابع مالى ناچيز كاجرى را تمام كرده بودم كه اوئلين به سراغم آمد . فرمانروا خيلى نسبت به او ابراز محبت كرده بود . علاوه بر دادن جواز عبور پستى و نوشتن نامهيى مبنى بر اجازهى استفاده از تعدادى قزاق در طول راه ، در صورت نياز ، ضمنا به آقاى شاباس « 6 » ، پيشكارش دستور داده بود كه به همه حاكمان ايالتهاى سر راه
--> ( 1 ) . Dondoukoff - Korsakoff ( 2 ) . M . de Bloudow ( 3 ) . Kadjori ( 4 ) . نام اين محل در كتاب Borshom چاپ شده است و صحيح آن Borjomi است . آبهاى معدنى معروفى واقع در گرجستان نزديك رود كر عليا . م . ( 5 ) . Spa : از شهرهاى بلژيك كه آبمعدنى معروفى دارد . م . ( 6 ) . M . Shabas