ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
43
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
گفت كه افراد خطرناكى در ميان راه در كمين ما نشستهاند . ما در معرض يك خطر جدى بوديم . البته نه در وسط راه ، بلكه در ميان دوستان تازهمان كه مقابل در ورودى جمع شده بودند و عدهيى نيز با سرازير شدن از بالاى ديوار مرتب به كمك آنان مىآمدند . وضع ما لحظه به لحظه بحرانىتر مىشد . علت اين نامردى را جويا شديم و به آنان رسما اخطار كرديم كه فورا در را به روى ما بگشايند . ميزبان ما بلافاصله در رأس اين افراد پست كه از دارودستهاش به شمار مىآمدند ، قرار گرفت ، ولى نمىدانم چرا حمله را آغاز نمىكردند ؟ شايد تپانچههاى ما آنها را سر عقل آورده بود و به رعايت احتياط وامىداشت . خنجرها و شوشگهها از غلاف بيرون آمد . با همهى علاقهيى كه به سلاحهاى شرقى دارم ، در آن لحظهى بخصوص ديدن شكل آنها برايم بسيار ناگوار و چندشآور بود . پشت سر ما ، در گوشهى حياط ، رقاصههاى كولى از فرط وحشت گريه را سر داده بودند . از آنان سؤال كرديم كه اين حياط راه خروجى ديگرى هم دارد يا نه ؟ جواب دادند ندارد . ولى چون ما مىدانستيم كه در قفقاز تمامى خانهها در خروجى دارند ، گفتهى آنان را باور نكرديم و آنان را سخت تحت فشار قرار داديم . رفيق آلمانى ما به آنان حالى كرد كه اگر حقيقت را نگويند ، تاوان گستاخى و سوء نيت بقيهى عده را نيز در وهلهى اول خود آنان پس خواهند داد . در اين هنگام سحر شكسته شد و در عقبى حياط را به ما نشان دادند . تازه تير چوبى سنگينى را كه بر پشت در انداخته بودند ، از جا بلند كرده بوديم كه افراد اوباش به آن سوى در هجوم بردند . اما ما هركدام دو پا هم از ديگران قرض كرديم و از درختان جنگل تا جادهى كوتائيسى يك نفس دويديم . آن شب هتل كلشيد [ كولخيس ] در نظر من چه مأمن دلفريب و پرجاذبهيى جلوه مىكرد . صبح فرداى آن روز به تفليس عزيمت كرديم . ايستگاه كويريلا « 1 » كه در كنار مسيلى به همين نام احداث شده است ، نقطهى پايانى دشت مسطح بود . در بژاتورانى « 2 » كه سرآغاز سربالايىهاى گردنهى سورام « 3 » به شمار مىآمد ، لوكوموتيو را از قطار جدا كرده بودند و موتورى با نيروى دو برابر به آن بسته بودند . ترن با كشش اين موتور نيرومند آهسته آهسته از گردنه بالا مىرفت . مناظر اطراف كمنظير بود . در ته دره رودخانهيى به صورت آبشارهاى متعدد از روى صخرهها سرازير مىشد . جنگلهاى انبوه و پردرخت ، دامنهى كوهها را سرتاسر پوشانده بودند . قلعههاى قديمى
--> ( 1 ) . Kuirila ( 2 ) . Bejaturani ( 3 ) . Suram