ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
39
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
صندلى بخوابم . اما يورش حشرات و كشمكش ميان من و آنها بيش از پيش شديدتر شد . علىرغم مقاومت قهرمانانه وقتى كه اولين پرتوهاى روشنايى سپيدهدم دميد ، من خسته و كوفته و شكست خورده خارج از گود از پاى درآمده بودم . وضع همراهانم نيز بهتر از من نبود بهطورى كه هر سه نفر فورا آماده شديم تا به سوى دهكده غلاتى « 1 » كه عبادتگاه ملى و باستانى مسيحيان كارتول در آنجا واقع شده است ، حركت كنيم . جادهيى كه به دهكده مزبور مىرفت ، ابتدا از حومهى يهودىنشين مىگذشت كه ساكنان يهودى آنجا را از دور لبهى بزرگ و عجيب كلاههايشان از فاصله بسيار دور هم مىتوان تشخيص داد . درشكهچى ، دو يا سه بار ، مجبور شد درشكه را متوقف سازد تا خوكهايى را كه روى زبالههاى كثيف محله يهودىها غلت مىزدند ، زير نگيرد . به مجرد خروج از شهر ، جاده از ميان درهى ريون مىگذشت و اطراف آن را كوهستانهاى مرتفع مشجرى فراگرفتهبود و در دامنهى كوهها ، روستاها و خرابهى قلعههايى كه در زمانهاى گذشته اشراف جنگجو و غارتگر در داخل آن قلعهها ساكن بودند ، مشاهده مىشد . بعد جاده به تدريج از رودخانه دور مىشد و از گردنه بالا مىرفت كه در آنجا در بلنداى كوه پوشيده از جنگل ، صومعهيى سرفرازانه نمايان بود . بعد از سراشيبى تند و نسبتا خطرناكى به رودخانهى پهناور و عميقى به نام كراسنايا - ركا « 2 » ( - رود سرخ ) رسيديم كه چون پلى روى آن نبود بايد از گدارى مىگذشتيم و اين كار در بعضى مواقع خالى از خطر افتادن به آب نبود . در آن سوى رودخانه يك خانوادهى گرجى قبل از آنكه از اين گذرگاه حادثهانگيز بگذرند ، اسبها را رها كرده بودند تا نفسى تازه كنند . ارباب و چهار نوكرش از سر تا پا مسلح ، زنان با نيمتاجهايى متصل به بالاپوشهاى بلند ، غلام بچهها با قوشهايى روى مچ دست ، كشيشى با يك كتاب دعاى ضخيم زير بغل مجموعهيى از رنگ و هواى زندگى محلى را بر لب آب به وجود آورده بودند كه ديدن آنها ناگهان صحنهيى از مناظر قرون وسطى را برابر چشمان من مجسم ساخت . سربالايى مفصلى كه جاده از آن مىگذشت به نقطهيى رسيد كه راه به كلى خراب و غير قابل عبور بود و پاى اسبها در هر قدم روى صخرههاى لخت و درشت به شدت ليز مىخورد . مقابل در صومعه ، راهبى كه ريش پرابهت و كلاه لبهدار بزرگى بر سر داشت و رداى سياه بلندى چسبيده به كلاه پوشيده بود ، از ما استقبال كرد . ظاهر اين شخص به عملهى موت و
--> ( 1 ) . Ghelati ( 2 ) . Krasnaya - Reka