ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

33

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

مستقلى به شمار مىرفتند و دو شهر زوگديدى « 1 » و كوتائيسى « 2 » پايتخت هريك از آنها بود ، سامترديا از اهميت به‌سزايى برخوردار بود ، ولى در زمان ما تمامى اين سرزمين‌ها به يك استان ساده‌ى روسى تبديل شده است . در ايستگاه بعدى كه ايستگاه ريون نام داشت خط [ راه‌آهن ] كوتائيسى به خط تفليس متصل مىشد . اين خط فرعى از كرانه‌ى چپ رودخانه ريون و از ميان دشت‌هاى حاصلخيزى مىگذشت كه آبادىهاى سر راه هيچ فرقى با آبادىها و دهكده‌هاى مينگرليا نداشت . ايستگاه راه‌آهن كوتائيسى طبق معمول در فاصله‌ى دورى از شهر بنا شده بود . اين از آداب و رسوم روسيه مقدس است كه به روش مذهبى به قفقاز نيز صادر گرديده است و شايد جز از طريق يك ايمان قوى و اعتقاد به نيروى گسترش و آينده درخشان شهرها - كه درباره‌ى بسيارى از شهرها اين چنين آينده‌نگرى هرگز تحقق‌پذير نيست - به روش ديگرى قابل توجيه نباشد . خوشبختانه در آن ايستگاه به تعداد كافى درشكه پيدا مىشد . دو درشكه كرايه كرديم و در يكى از آنها اسباب و اثاث خود را گذاشتيم و تا هتل كولخيس « 3 » لحظه‌يى آن درشكه‌ى دوم را از نظر دور نداشتيم . هتل كولخيس ، علىرغم نام افسانه‌يى و پرآوازه‌اش كه بهترين هتل كوتائيسى نيز به شمار مىرفت ، كوچك‌ترين خاطره‌يى از جويندگان پشم زرين « 4 » در ذهن ما برنيانگيخت . تمام هتل با ظاهر و باطنش عبارت بود - احتمالا هنوز هم عبارت است - از دو بناى يك طبقه‌ى چوبى كه از گوشه‌ى راست به حياطى اندرونى باز مىشد و آن حياط عرصه‌ى پيكار دايمى دسته‌يى از مرغان پا بلند با يك بچه خرس بود كه كله‌اش از طرفى ضربات دشمنان بالدار و از طرفى ديگر لگدپرانى غيرمنصفانه‌ى مسافران را پاسخ مىداد . پسر بچه‌يى كه خنجر بزرگى همراه داشت با هزار زحمت طرفين متخاصم را از هم جدا كرد و راه اتاق‌هايمان را به ما نشان داد . خواستيم تذكراتى به او بدهيم ، با لحن خشنى خطاب به ما گفت : « من يك شاهزاده « 5 » هستم ، توقع نداشته باشيد كه رفتارم مانند پادوها باشد . »

--> ( 1 ) . Zugdidi ( 2 ) . Koutais ( 3 ) . Colchid ( 4 ) . Cloison d'or : مطابق اساطير يونانى ، ياسون و آرگونوت‌ها براى به دست آوردن پشم زرين به كولخيس رفتند و پس از ماجراهاى عجيب و غريب سرانجام آن را به چنگ آوردند . در اين مورد به زيرنويس صفحه‌ى 25 كتاب حاضر و نيز دايرة المعارف مصاحب و فرهنگ اساطير يونان و روم مراجعه شود . م . ( 5 ) . Knieze