ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
23
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
تسلط روسها گردن نهادند و از آن تاريخ به اين طرف هميشه از آنان جانبدارى مىكنند . كمتر مردمى هستند كه مانند افراد اين قوم حس كنجكاوى و باريكبينى علماى نژادشناسى را تا اين حد به كار انداخته باشند . بعضى از آنان اوستها را از نسل آلانها و بعضى ديگر از آسىها ، يعنى از همنژادان آنهايى كه به جزاير اسكانديناوى مهاجرت كردهاند و بعضى نيز آنها را از نژاد سامى مىدانند . از آنجايى كه اوستها از تختخواب و صندلى و ميز و بهطوركلى از وسايلى كه در ميان افراد اقوام همسايه آنان ناشناخته است ، استفاده مىكنند ، دانشمندان نژادشناس چنين نتيجهگيرى كردهاند كه ميان آنان و اقوام غربى ارتباط و خويشاوندى خاصى موجود است . علاوه بر اين ، در زبان آنان مقدارى لغت هست كه در زبان آلمانى هم از آن لغتها پيدا مىشود . ضمنا آنها مىتوانند از جو كوبيده و له شده آبجو بسازند . ديگر دليلى بيش از اين لازم نيست كه برادرى آنان را با آلمانىها ثابت كند . تحقيقات نشان مىدهد كه اين لغات آلمانى ، مانند بسيارى از لغات ديگر ، در زبان فارسى هم پيدا مىشود . از سوى ديگر اوستها را ايرون « 1 » و سرزمينشان را ايرونستان « 2 » مىنامند و به استناد اين مدارك قوم مزبور را در زمرهى تيرهى ايرانى به شمار مىآورند . ارمنىها يا هايك « 3 » ها به صورت گروههاى كم و بيش زياد در تمامى سرزمينهاى ماوراى قفقاز متفرق هستند و جز در برابر قدرت و نفوذ روسها ، در برابر ساير قدرتها ، سر فرود نمىآورند . آنها قومى دوستدار آبادى و سازندگى ، مستعد داد و ستد و صرافى و در دين خود تزلزلناپذير هستند و همگى با مجموعهيى از خاطرات سنن ملى و ياد روزهاى درخشان و پرقدرت تاريخ گذشتهى خويش زندگى مىكنند . تاريخ ارمنيان كاملا مشخص و براى همه شناخته است ، به اين جهت ديگر نيازى نيست كه دربارهى آن در اين كتاب مطلبى نوشته شود . آنها بهطور قطع در روسيهى آسيا ، آنطوركه دانش و دارايىشان ايجاب مىكند ، به مقام و موقع ممتاز دست خواهند يافت . در اين سرزمين عدهيى از اقوام « هند - اروپايى » هم ساكن هستند كه هنوز افراد آنان را تعدادى از مهاجران يونانى و بلغارى و آلمانى تشكيل مىدهند . دو دسته از مهاجران
--> ( 1 ) . Iron ( 2 ) . Ironestan ( 3 ) . در متن Haikan : هايك اسم قهرمانى است كه ارمنيان را به كشورگشايى كشانيد . ر . ك . دايرة المعارف فارسى مصاحب . ذيل ارمنستان . در بعضى متون اين اسم را به تلفظ ارمنى « حايغ » مىنويسند . ر . ك . لغتنامه دهخدا .