ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
22
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
تكتك مسافران در قلمرو روسيه تاوان بسيار بدى دادهاند با غارت دهكدههاى ارمنىنشين و ايرانى آن سوى مرز ، آتش انتقام خويش را خاموش مىكنند . چندى پيش كم مانده بود كه سردستهشان شيخ عبيد الله « 1 » ، بعد از ويران كردن قسمت زيادى از آذربايجان با يك يورش گستاخانه تبريز را هم به تصرف خود درآورد . ايرانىها ( تات « 2 » ها ، تاتيش « 3 » ها و تاجيك « 4 » ها ) به صورت گروههاى متراكم در كرانهى درياى خزر ، از باكو تا قوبه « 5 » ساكن هستند . مردم ايالت ايروان را هم كه از سال 1828 « 6 » به كشور روسيه منضم گرديد ، اقوام ايرانى تشكيل مىدهند . مردم نواحى آستارا و لنكران نيز به قبيلههاى ايرانى طالشها تعلق دارند كه چندان متمدن نيستند و زبانشان شباهتهايى به زبانهاى پشتو « 7 » و زند « 8 » دارد . اوستها در منطقهى مركزى قفقاز عليا از آدائى - لخ « 9 » تا كازبك پراكندهاند . يكى از صفات شاخص آنان اين است كه دينشان را زودزود عوض مىكنند . پيش از سال يك هزار ميلادى آنان مسيحى بودند ؛ بعد مسلمان شدند ، در دوران ملكه تامارا دوباره به دين مسيح برگشتند ؛ در قرن پنجم از نو به پيروى از دين اسلام پرداختند و بعد از تسلط روسها بر اين منطقه ، براى سومين بار باز به مسيحيت روآوردند . اين مؤمنان عجيب از گرفتن چند زن در آن واحد ابايى ندارند و به محرابهايى كه با خشت خام و خالى از هر نوع ظرافت و زيبايى ساخته شده و با شاخهاى بزكوهى زينت يافته است ، شير و نان نثار مىكنند . بعضى از آنان مسلمان ، و بعضى ديگر نيز از ستايشگران آتش [ زرتشتى ] هستند . اما همهى آنان در نهانخانهى دل سائوبرگ « 10 » خداى راهزنى را مىپرستند و سعى مىكنند حتى الامكان افعال و كردارشان با آيين وى تطبيق كند . اوستها سابقا در قشون ايران يا روم شرقى و گرجستان به صورت مزدور خدمت مىكردند ولى خيلى راحت به
--> ( 1 ) . شيخ عبيد الله ، يكى از سركردگان كرد ، در دورهى ناصر الدين شاه به بهانهى اختلافات مذهبى و به تحريك عثمانىها سر به شورش برداشت و تعداد زيادى از مردم آذربايجان غربى بر سر اين ماجرا جان خود را از دست دادند . م . ( 2 ) . Tate ( 3 ) . Tatiche ( 4 ) . Tadjick ( 5 ) . Cuba : قوبه كه روسها آن را كوبا مىگويند از شهرهاى قديمى و در فاصلهى 160 كيلومترى غربى باكو واقع شده و از سال 1860 به تصرف روسها درآمده است . م . ( 6 ) . مطابق پنجم شعبان 1243 ه ق و به موجب عهدنامهى منحوس تركمنچاى . م . ( 7 ) . Poushtou ( 8 ) . Zend ( 9 ) . Adai - Lokh ( 10 ) . Saoubarg