ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

298

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

كوچكى در اطراف آن خودبه‌خود ايجاد شده است . تهرانىها دسته دسته ، بعضى براى زيارت و دعا و طلب حاجات و شفا - كه توسل به اين مقبره در بهبودى بعضى از ناخوشىها بىتأثير نيست - و بعضى ديگر فقط به منظور سير و سياحت و تماشا به آنجا مىروند . در واقع شاه عبد العظيم غير از جنبه‌ى مذهبى و تقدس‌اش براى تهرانىها گردشگاه پررونقى نيز به شمار مىرود . عصر پنج‌شنبه‌ها و به ويژه روزهاى جمعه جاده‌ى آنجا از پياده ، سواره ، نظامى ، كالسكه ، زنان سوار بر اسب و ملاهايى بر پشت الاغ شامى پر است ؛ حتى گه‌گاهى شاه يا خانم‌هاى اندرون نيز با شكوه و تشريفات زياد به اين در رو مىآورند . اين شهر كوچك منظره‌ى دلباز و فرح‌انگيزى دارد . كنار جويبار كوچه‌هاى عريض و مستقيم آن درختان چنار كاشته‌اند كه سايه‌ى آنها بعد از عبور جاده‌يى كه از ميان بيابان خشك و سوزان مىگذرد بسيار مطبوع و خنك به نظر مىرسد . ورود به قسمت ضريح براى مسيحيان ممنوع است . آنان بايد به تماشاى گنبدى كه پوشش آن از طلاى ناب و واقعا خيره‌كننده است ، از دور اكتفا كنند . اين بارگاه ضمنا پناهگاه يا بستى است كه اگر كسى توانست خود را به آنجا برساند از هر كيفرى مصون خواهد ماند . جنايتكارانى كه شاه حاضر نمىشده است از سر گناهشان بگذرد ، سال‌ها در جوار اين حرم از احسان عمومى براى خورد و خواب بهره‌مند بوده‌اند . اطراف زيارتگاه از لحاظ تنوع صحنه‌هاى جالب و مناظر تماشايى واقعا ديدنى است : زن‌ها دسته دسته با كودكان خود زير سايه‌ى درختان روى فرش‌ها نشسته‌اند ، مىخورند ، مىآشامند ، قليان مىكشند ، بلند بلند صحبت مىكنند و با سروصدا مىخندند ، و از اين لحاظ شبيه فرانسوىها يا اگر درست‌تر بگوييم ايتاليايىهاى مشرق زمين هستند . مردها نيز براى خود در گوشه‌هايى ، دور هم جمع شده و مشغول صرف چاى و قليان هستند ، البته جدا از زن‌ها زيرا مرد ايرانى براى آنكه در انظار بد جلوه نكند هرگز در ملاء عام با زن ديده نمىشود . سقاها ، فروشندگان شربت و ميوه و شيرينى دسته دسته به دنبال مشترى از اين طرف به آن طرف مىروند . معركه‌گيران ، نقالان و مارگيران جمعيت را با تردستىها ، قصه‌ها ، شوخىها و خلاصه هر هنرى كه دارند مشغول مىكنند . آنهايى كه چشم‌چران و صاحب ذوق‌اند با بىقيدى تمام به هواى گوشه‌ى ابرويى كه گاهى از زير روبنده نمايان مىشود يا در جستجوى عشق غيرمترقبه‌يى به هرسو سرمىزنند . چون