ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
299
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
درست يا غلط چنين شهرت دارد كه اين زيارتگاه براى آغاز ماجراهاى عشقى جاى بسيار مناسبى است : در اين هواى گرم هر قدر هم راه كوتاه باشد براى اينكه زنان و دختران جوان نفسى به راحتى بكشند ، لحظهيى روبنده را از صورت خود كنار مىزنند . همين اولين جرقه و آغاز ماجرا است . مردم مهماننواز شاه عبد العظيم اتاقهايى در اختيار زوار خسته گذاشتهاند و آنان مىتوانند در اين اتاقها به ميل خود چند ساعت يا يك شب و حتى چند روز استراحت كنند . كمى دور تر از مزار شاه عبد العظيم ، از پاى تخته سنگى چشمههايى مىجوشند و آب آنها در استخر كوچك مدورى جمع مىشود . اسم اين چشمه « چشمه على » است . در قسمت مسطح و صاف تخته سنگ ، تصوير يكى از شاهان ساسانى با سنگ نبشته درازى به زبان پهلوى حكاكى شده است ولى متأسفانه فتحعلى شاه تحت تأثير وسوسهى بچگانهيى دستور داده است اين كندهكارى جالب را بتراشند و به جاى آن نقش برجستهيى كه او را در لباس پادشاهى و نشسته بر اريكهى سلطنت نشان مىدهد و ده نفر از فرزندانش در دور وى صف كشيدهاند ، نقر كنند . تصوير روى اين سنگ كاملا شبيه نقاشىهاى ديوار كاخ نگارستان است . چهار فرزند ديگر با وزير فتحعلى شاه در جاى عليحدهيى ، در سمت چپ نقش برجسته اصلى ديده مىشوند . در سمت راست تصوير ديگرى از شاه در زير چترى كه پيشخدمتى آن را بالاى سرش نگه داشته است و شاهينى روى دست دارد ، حكاكى شده است . جادهيى كه كالسكهرو نيست ، مستقيما از تهران به خرابههاى معروف رى « 1 » راه دارد . اين جاده يادآور فاصلهى بين مادريد تا اسكوريال « 2 » ، و نيمرخ بالابلند البرز نيز يادآور سلسله جبال گواداراما « 3 » مىباشد . هنگام حركت از اين جاده ، در سمت راست ، مقبرهى كماهميت يكى از مقدسين و در سمت چپ تپههاى پرفرازونشيب دوشانتپه قرار دارد . از روى رودخانهى كوچكى كه شاخ و برگ درختان بيد مجنون در آب جارى و شفاف آن شناورند گذشتيم و بعد از عبور از كنار نجفآباد به خرابههاى اين شهر باستانى رسيديم .
--> ( 1 ) . Ragges ( 2 ) . Escurial ، در زبان اسپانيولى Escorial ، شهر كوچكى است در 40 كيلومترى مادريد ، در كنار سلسله جبال گواداراما . در نزديكى اين شهر به دستور فيليپ دوم ( 1562 - 1582 ) بعد از اجابت يك نذر ، كاخ و صومعه باشكوهى ساخته شده است . م . ( 3 ) . Guadarrama : سلسله جبالى در اسپانيا به ارتفاع 2405 متر ( بين تاژ و دورو ) . م .