ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
18
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
پيشبينى شده ، اين تصميم ظالمانه موبهمو به مرحلهى اجرا درآمد . چهار پنجم جمعيت ، يعنى تعدادى متجاوز از چهارصد هزار نفر مجبور به ترك خاك و ديار خود شدند و در بين راه عدهى زيادى از فرط گرسنگى و بدبختى از پاى درآمدند و بقيه نيز در كشور عثمانى بنا به عادت ديرين ، به آدمكشى و چپاول پرداختند و اين خصلت موجب گرديد ساكنان منطقه در مدت زمانى كوتاه عليه آنان بهطور علنى به جنگ و جدال برخيزند . بعد از اين ماجراها اكثر آديگهها مورد قتل و غارت قرار گرفتند و آنهايى هم كه توانسته بودند از گيرودار حوادث جان سالم بهدربرند ، روزبهروز به زوال و نابودى كشانده شدند . در جنوب سرزمين چركسها ، در كوهستانهاى پر درخت و جنگلى كه به موازات درياى سياه امتداد دارد ، تعداد تقريبا هفتاد هزار نفر ابخاز يا آبسوا « 1 » ساكن هستند . لهجه و زبان آنان از بسيارى جهات شبيه زبان آديگهها است . آنها نيز مانند چركسها ، از نوعى اسلام خاص كه آثار مسيحيت و حتى كفر در آن زياد وارد شده است ، پيروى مىكنند . ابخازها چون در گذشته دزدان دريايى قهارى بودند و سالها به صورت چريك ، تعداد زيادى از افراد قشون بيگانه را تشكيل مىدادند ، سرسختانه با روسها جنگيدند و در سال 1877 نيز بار ديگر شورش كردند تا آنكه نيروى اعزامى تركها در نزديكى ساحل پياده گرديد . علىرغم عنوان آبسوا يعنى ملت نخبه كه با فروتنى تمام روى تيرهى خود گذاشتهاند ، آنان در همه جا بيشتر به دزدى و كلكبازى شهرت دارند . از نژاد آديگه تيرهى ديگرى به نام كاباردى « 2 » ها وجود دارد كه به تعداد سى و دو هزار نفر به صورت پراكنده در دشتها ، در دامنههاى شمالى قفقاز مركزى ، ما بين البروس و كازبك زندگى مىكنند . در ميان آنان زمين براى استفادهى همگان مشترك است و جنگلها و چراگاهها نيز به صورت يكپارچه و تقسيم نشده در اختيار تمامى ساكنان آن منطقه قرار دارد . « كاباردى » ها اگرچه از پيروان اسلام خالص هستند ، ولى مدتها است كه به تبعيت روسها درآمدهاند و از رعاياى وفادار تزار « 3 » به شمار مىروند . حتى تعداد زيادى از نجباى آنان افسران عالىرتبهى ارتش روسيه را تشكيل مىدهند .
--> ( 1 ) . Absouas ( 2 ) . Les Kabardins ( 3 ) . تا سال 1881 كه مصادف با مسافرت نويسنده به آن نواحى است ، امپراتور روسيه الكساندر دوم و از سال 1881 تا 1894 الكساندر سوم بوده است . م .