ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
19
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
گرجىها ( 000 ، 150 ، 1 نفر ) يا گروزىها « 1 » كه از نسل ايبريايىهاى « 2 » قديمى هستند ، به نژاد جداگانهيى به نام نژاد كارتول « 3 » ، كه اين نژاد هم به چند تيرهى كوچكتر كه همه آنان به يك زبان ولى با تفاوت لهجههاى متعدد تكلم مىكنند ، تقسيم مىشوند : گرجىهاى خالص ايمرتيايىها « 4 » ، مينگرلىها « 5 » ، سووانها « 6 » ، غورىها « 7 » ، و لازها « 8 » . لازها كه در مرزهاى مشترك روسيه و تركيه سكونت دارند ، عموما مسلمان هستند و زبانشان كه سخت تحت نفوذ كلمات يونانى و تركى قرار گرفته است ، به كلى با زبانهاى تيرههاى همريشهى ديگر تفاوت دارد . گرجىها از لحاظ تعداد جمعيت از ساير تيرهها بيشتراند . در قرون وسطى آنها دولت مقتدرى تشكيل داده بودند كه در دوران ملكه تامارا « 9 » در قرن دوازدهم به اوج جلال و شكوه رسيد . تقسيمات درونى و جنگهاى بدفرجام عليه تركها و ايرانىها موجب شكست آن دولت و كشمكشهاى پايانناپذيرى شد كه سرانجام در آغاز قرن حاضر [ قرن 19 ] به تسلط روسيه به گرجستان انجاميد . سووانها به تعداد دوازده هزار نفر در درههاى علياى چنيز چالى ؟ « 10 » واينگور « 11 » كه در پناه يخچالهاى طبيعى و گردنههاى تقريبا صعب العبور قرار گرفتهاند ، سكونت دارند . آنها از نوعى دين مسيحيت بسيار خشن پيروى مىكنند . عدهيى نيز مسلمانند ولى سووانهاى آديش « 12 » ، هنوز هم از كيش بتپرستى دست نكشيدهاند . انتقام و خونخواهى در نهاد همهى آنها به شدت عجين شده و برايشان بالاترين قانون است . روسها صرفا به تحميل خود به آنان با اخذ ماليات سرانهيى از هر نفر پنجاه كوپك « 13 » ، قانع هستند و كار ديگرى به كار اين كوهنشينان ندارند . آنها آزادند حتى در ميان خود نيز دست به قتل و غارت بزنند . پشاو « 14 » ها ( 8000 نفر ) كه در جنوب غربى باربالو « 15 » ، در درههاى وورا « 16 » و آرگواى « 17 » شرقى ساكنند ، به شهرهاى ديگر مهاجرت مىكنند و به انجام دادن حرفههاى مختلف مىپردازند . ظاهرا آنان با قوم كارتولها بستگىهايى دارند . ردهبندى دو قبيله ديگر ، به
--> ( 1 ) . Les Grousiens ( 2 ) . Les Iberes ( 3 ) . Kaztevel ( 4 ) . Les Imeretes ( 5 ) . Les Mingreliens ( 6 ) . Les Souanes ( 7 ) . Les Gouriens ( 8 ) . Les Lazes ( 9 ) . Tamara ( 10 ) . Tzchenis - Tzchali ( 11 ) . L'Ingour ( 12 ) . Adisch ( 13 ) . Kopeck : واحد پول روسى . م . ( 14 ) . Pchave ( 15 ) . Borbalo ( 16 ) . Vora ( 17 ) . Aragova