ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

286

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

طرف آنها حمايت و تقويت مىشدند ، شهر هرات را به تصرف خود درآوردند . در اين موقع لرد لارنس « 1 » لشكرى به فارس « 2 » گسيل كرد تا ايرانىها را مجبور به تخليه‌ى افغانستان كنند . اين حادثه تا حدى عواطف و احساسات افغانىها را به سوى انگليسىها جلب كرد . ولى به نحو ماهرانه‌يى از آن بهره‌بردارى به عمل نيامد . در سال 1869 [ 1268 ه ق ] شيرعلى « 3 » از اينكه مىديد روس‌ها شهرهاى تاشكند ، روجند ، خوقند و سمرقند را تصاحب كرده‌اند ، خطر را از نزديك احساس كرد و در امباله « 4 » با لرد مايو « 5 » ملاقاتى به عمل آورد . اما نايب السلطنه براى مقابله با روس‌ها - كه ظاهرا از آنها وحشت داشت - هيچ نوع وعده‌ى كمك يا همراهى به او نداد . در سال 1873 [ 1290 ه ق ] ، ناراحتى امير بيش از پيش افزايش يافته بود ، زيرا مقارن آن تاريخ ، امپراتور ، خيوه را نيز به تصرف خود درآورده بود . خلاصه نه تنها لرد نورث بروك « 6 » كمك خود را از ما دريغ ورزيد ، بلكه در همان موقع در مسئله‌ى مورد منازعه‌ى مرزهاى سيستان هم انگليسىها به نفع ايران رأى دادند . به اين ترتيب عدم توانايى و ضعف يا به عبارتى صريح‌تر بطلان سياست انگلستان در مورد ما آشكار شد و امير به جانب طرف قوى - كه روس‌ها بودند - روى آورد . درست است كه جنگ 1879 براى ما عواقب شومى به دنبال داشت ، ولى عقب‌نشينى انگليسىها ثابت كرد كه آنها به پيروزى مطلق اميد چندانى نداشتند . روس‌ها هر روز در آسياى مركزى پيش‌روى مىكنند ولى انگلستان كه با تفرعن خاصى آنها را پست‌تر از اين مىدانند كه در برابرشان بايستد ، جرأت مقابله با نيروى آنها را ندارد . ما هم به اين نحو داريم از انگليسىها انتقام مىگيريم . چون آنها سابقا در آسياى ميانه آبرو و حيثيتى داشتند ، اما امروزه مىتوان گفت كه آن را به كلى از دست داده‌اند و اينك همه مىدانند كه روسيه پشت انگلستان را به لرزه درآورده است و هر زمان كه تزار سربازان خود را

--> ( 1 ) . Lord Lawrence ( 2 ) . در اصل Farsistan . ( 3 ) . شيرعلىخان فرزند دوست محمد خان افغان از سال 1863 - 1879 امير افغانستان بود . م . ( 4 ) . Ambala ( 5 ) . در اصل Lord Mayor ، ولى ظاهرا Mayo درست است . وى در سال 1869 م / 1286 ق نايب السلطنه‌ى هند بود . م . ( 6 ) . Lord Northbrook