ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
261
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
عمارت بادگير عنوان خود را مديون برجهاى كوچكى است كه آنها را براى استفاده از بادهاى ملايم و جريان مطبوع هوا تعبيه كردهاند . اين تالار به سبك اروپايى با تعداد زيادى از مجسمههاى مرمرى و مفرغى ، تابلوهاى نقاشى ، نقش و نگار ايرانى - كه بعضىها را روى ابريشم كار كردهاند و چندتايى نيز خيلى گيرا و جالب است ، از جمله پردهيى كه ضيافت باشكوهى را در مراسم عروسى نايب السلطنه نشان مىدهد - تزيين يافته است . روى يك ميز يك زره بسيار قديمى ايرانى گذاشتهاند كه به نحو اعجابانگيزى قلمزنى شده است . متأسفانه بعضى از تزيينات اين تالار با هم هماهنگى ندارد : مثلا شيشههايى كه در گوشههاى تالار گذاشتهاند و روى آنها را با گلهاى مصنوعى آراستهاند يا ساعت پاندولدارى كه روى خمپارهيى كار گذاشته شده و يادآور محاصرهى پاريس است و آن را در كنار ساعت ديوارى طلايى ديگرى كه به شكل طاووسى است كه بر بالاى تپهيى ايستاده ، در يك جا گذاشتهاند . اين ساعت وقتى زنگ مىزد ، طاووس بالها را به هم مىكوفت و در همان زمان سيلابى سيمين از غارى بيرون مىريخت . اين شاهكار كم مانند صنعت زرگرى هديهى باارزش شركت سابق هندوستان است . ديوارهاى پنج اتاقى كه به تالار بزرگ راه دارند از عكسهاى شاهزادگان و خاندان سلطنتى ، تصاوير چاپى زنانى كه سينههاشان باز است و تصاوير نه چندان جالبى نظير سرباز كشاورز ، ريشارد « 1 » در فلسطين ، وداع سنمار « 2 » و دوتو « 3 » . . . پر شده بود . عكس گيرايى نيز از سنين جوانى شاه روى يكى از ديوارها ديده مىشد . نقشههاى زيادى كه به ويژه از آسياى مركزى و افغانستان روى ديوارها بود ، ذوق و علاقهى شاه را به جغرافى نشان مىداد ، بعضى از اين نقشهها به وسيلهى افراد ارتش ايران ترسيم و در تهران گراوور شده است . ظاهرا شهر هرات بيش از هر شهر ديگر خاطر اعليحضرت را به خود مشغول كرده است ، چون آنجا را باز هم محاصره كرده و اميدوار است بلكه بتواند دوباره به تصرف خود درآورد .
--> ( 1 ) . Richard : ريشارد يا ريچارد معروف به شيردل كه از سال 1189 تا 1199 پادشاه انگلستان بود و در جنگهاى صليبى سوم شركت كرد و رشادت شايانى از خود نشان داد . م . ( 2 ) . Cinq Mars : از افراد مورد علاقه لويى سيزدهم ( 1607 - 1642 ) . م . ( 3 ) . de Thou : پسر ژاك اوگوست دوتو قاضى و مورخ معروف فرانسوى ( 1607 - 1642 ) كه چون با دوستش سنمار حاضر نشدند دسيسهيى را عليه ريشليو بروز دهند هر دو با هم سرشان بريده شد . م .