ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

256

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

ساخته بودند كه تابش نور ملايمى از خلال شيشه‌هاى الوان روى آن تصوير اشكال رنگارنگ را در تموج آب متجلى مىكرد . سقف شطرنجى و خانه‌خانه‌ى تالار به سبك اصيل و بسيار ظريفى گچ‌برى و رنگ‌آميزى شده است . تخت مرمر كه درست شبيه به تختخواب‌هاى مجللى است كه به عنوان تجليل ، جنازه‌ى درگذشتگان معروف را روى آنها به معرض تماشاى عموم مىگذارند ، در قسمت جلوى تالار قرار دارد . اين تخت را تماما از مرمر دهخوارقان تراشيده‌اند و در بعض قسمت‌هاى آن طلا نيز كار گذاشته‌اند . اين تخت پهن و بزرگ در ارتفاع يك مترى بر روى شيرهاى نشسته و ستون‌هاى مجسمه‌يى كه تصاوير پيشخدمت‌ها را در لباس حرم نشان مىدهند ، استوار است و كنده‌كارىها و قلمزنىهاى زيبايى با مجسمه‌هاى كوچك دور تا دور تخت را ، به غير از قسمتى كه رو به حياط است ، فراگرفته است . پشت تخت فقط دو ستون كوچك قرار دارد و روى شيرهاى خوابيده دو پله ساخته و در كنار آنها دو مجسمه‌ى كوچك ابو الهول گذاشته شده است و از آنجا بايد به بالاى تخت رفت . در بعضى از اعياد رسمى ، مخصوصا نوروز ، شاه بالاى اين تخت به بالش‌هايى كه به انواع زيورها و سنگ‌هاى قيمتى آراسته شده است ، تكيه مىدهد و رجال و مشاهير پايتخت به حضورش بار مىيابند . در چنين مواقعى شاه با لباس‌هاى جواهر نشان و دور از جمع درباريان تنها در آن بالا با چنان ابهتى مىنشيند كه در چشم رعاياى خود - كه سخت مجذوب زرق و برق محيط شده‌اند - موجودى ما فوق بشر ، حتى ظل اللّه جلوه مىكند . اتاق وزارت خارجه « 1 » نزديك تالار در وسط باغ بزرگى به نام گلستان قرار دارد . اين باغ پر گل الحق شايسته داشتن چنين نام شاعرانه‌يى است : باغچه‌هايى با انواع گل‌ها ، خيابان‌هاى دراز مشجرى كه در كنار آنها درختان چنار و سرو سر به آسمان كشيده‌اند ، حوض‌هاى پهناور ، رقص فواره‌ها ، جريان جويبارهايى كه آب زلال از ميان كاشىهاى آبى رنگ آن در حركت است ، سايه‌ى مطبوع شاخ و برگ انبوه درختان كه جلوى تابش آفتاب را مىگيرند ، چنان خلوتگاه دنج و باصفايى ساخته است كه در كشور كم‌آب و درخت ايران واقعا جايگاه بىمانندى است . بند معروف امير كه اين همه شاعران در تعريف آن مديحه‌سرايى كرده‌اند ، مگر چه بود جز يك نهر كم‌آب و پر گل‌ولايى كه در

--> ( 1 ) . نويسنده عبارت اتاق وزارت خارجه را كه حتما آن روزها مصطلح بوده به هيأت دولت ترجمه كرده است ، ولى بديهى است كه در آن تاريخ هيأت دولت به مفهوم امروزى وجود خارجى نداشته است . م .