ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
242
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
و اقسام قليان را روى قفسههايى به رديف چيدهاند : قليانهايى كه كوزهشان از سنگ مخصوص آبى خراسان يا حتى از پوست كدوى ساده ساخته شده است تا نارگيلههاى بسيار پر تجمل و زيبايى كه مزين به سنگهاى قيمتى از قبيل فيروزه ، ياقوت كبود و زبرجدند . خستگى اندروننشينان و ناراحتى مأموران دولت با چنين قليانهايى رفع مىشود . در بازارچهى كلاهفروشان همه نوع كلاه آسيايى به چشم مىخورد : پاپاقهاى پرپشم و مخروطى شكل تركستان ، عرقچينهاى نمدى خاكسترى رنگ كه مردم عادى به سر مىگذارند ، كلاههاى كوچك از ماهوت سياه كه مد روز است ، فينههاى ترك ، كلاههاى بلند استوانهيى خيوهيى كه آنها را با ترتيب خاصى در كاغذ ابريشمى پيچيدهاند ، كلاههاى پوستى بلند بخارايى به شكل مخروطى ناقص كه هنوز هم خاص اشخاصى است كه به لباس و سنن قديم خود وفادار ماندهاند . كفاشان نيز بازارچهى ويژهيى دارند . در اين بازارچه انواع مختلف كفش به شكلهاى عجيب و غريب كه هيچ يك شباهتى به يكديگر ندارند ، به معرض تماشا و فروش گذاشته مىشوند : پاپوشهايى از چرم زردرنگ بدون پاشنه با نوك تيز و برگشته ، چكمههاى اروپايى كه كفاشان شاهرود براى افسرها مىدوزند ، چاروقهايى با بند كلفت كه براى مردم عامى مناسب است ، كفشهاى راحتى ظريف و زيباى زردوزى شدهيى كه لبهى پاشنه از يك ورقهى نقرهيى ساخته شده و ظاهرا اين پاشنهها براى اين بوده است كه اگر خانمى خواست انتقام خيانت و بوالهوسى شوهر خود را بگيرد با ضربهى همين پاشنه او را تنبيه كند . اين نوع كفشها بهترين حربهى زنان ايرانى است و در صورت اغلب مردهاى متعين ، جاى انكارناپذير پاشنهى اين كفشها - كه ناشى از انتقام همسر يا همسران زود خشمشان است - به وضوح ديده مىشود . در بازار زرگرها و جواهرفروشان اجناس زيادى در معرض ديد مشترىها گذاشته نشده ، ولى دور از ديد خريداران عادى در حقيقت گنجى در پستوى اين دكانهاى تاريك نهفته است . اجناس معمولى كه هر عابرى مىتواند آنها را ببيند و بخرد عبارتند از فيروزههاى كمرنگى كه آنها را روى حلقههاى فلزى كار گذاشتهاند و گلهاى سرخ طلايى كوچكى كه زنهاى بعضى از قبايل آنها را به پرّهى چپ بينىشان مىزنند ، سنگهاى معمولى و جواهرات بازارى و كمارزش . . . ولى مرواريدهاى هرمز ، زمردهاى