ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
241
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
ظرفهايى در اشكال مختلف و عجيب روى هم تل شده است و كارگران كه تنها افزار و اسباب كارشان عبارت از يك چكش و يك قلم حكاكى است ، با مهارت و دقت خاص چنان نقش و نگارهاى جالب روى ظرفهاى مسى نقر مىكنند كه تماشاى همه آنها براى علاقهمندان به اين گونه اشياء تجملى ، بىنهايت مغتنم و ستايشانگيز است . در بازارچهى عطرفروشان بوى سنگين و گيجكنندهى عطرها - كه عصارهى آنها براى آرايش و معطر كردن يا تحريك احساس يا تخدير اعصاب و يا تهييج ميل و هوس در نواحى مختلف آسيا كشف و تهيه شده است - در تمامى فضاى بازار موج مىزند . در همين بازارچه است كه آب نارنج كازرون ، جوهر سدر قرهداش « 1 » ، آنتيموان براى چشم ، حنا براى ناخن و ريش ، مشك ، مغز پسته ، نوره براى ستردن موهاى زايد - كه قرآن رشد آنها را جايز ندانسته است - گلاب شيراز و فيروزآباد كه بعضى از آنها را به قيمتى سنگينتر از وزنشان به طلا مىفروشند . در بازار ميوهفروشان ، در بساط هر دكاندار ، بستههاى خرماى خوشرنگ و براق فارس ، بادنجانهاى رشت ، هندوانههاى اصفهان ، انارهاى كوچك و سرخ رنگ گيلان : انواع انگور قزوين - كه بهترين نوع انگور در ايران است - تلّ هلو ، گلابى ، زردآلو ، پرتقال ، بادرنگ ، ليموى مازندران - كه از آن شربتى تهيه مىكنند و مؤمنان متعصب كه از خوردن شراب به دستور پيغمبر منع شدهاند ، از آن شربت بسيار خوششان مىآيد - و ميوههاى ديگر را با سليقهى خاص روى هم چيدهاند . اينجا و آنجا توى طشتكهاى بزرگ مسى مقدار زيادى خشكبار روى هم تل كردهاند و اين آجيلها كسانى را كه در انتخاب خوردنىها سليقهى خاصى دارند ، وسوسه مىكند تا مزهى يكى دو تا از آنها را قبلا امتحان كنند . غافل از آنكه ناخنك زدن به يكى كافى است كه همهى مظروف طشتك را نجس كند و آن وقت صاحب مغازه چارهيى ندارد جز اينكه تمامى برگههاى زردآلوى قهرود « 2 » يا ميان پر گلابى آمل را بار الاغ كند و همه را به هتل پروو بفرستد . بعد از بازار ميوهفروشان اينك به بازارچهى قليانفروشان مىرسيم . اينجا انواع
--> ( 1 ) . در متن اصلى Kyrdasch است . درخت سدر در ايران در اطراف كازرون بيشتر است و كيرداش ؟ شناخته نشد . م . ( 2 ) . در متن اصلى Khouroud : قهرود دهستانى از توابع قمصر كاشان است .