ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

232

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

سوارند ، در فنون اسب سوارى خود را ورزيده‌تر مىسازند . در اين تمرينات بازار تنبيه نيز رايج است . يك روز من در همين ميدان ، با اندوه فراوان ، شاهد شلاق خوردن ستوانى بودم كه مست و لول در تمرين حاضر شده بود . روزهايى كه و الا حضرت نايب السلطنه براى تماشاى تمرينات نظامى به اين ميدان مىآمد ، به افتخار حضور ايشان از به دو ورود تا لحظه‌ى عزيمت تيرهايى شليك مىشد . به محض پايان مشق سربازان كه نه در سربازخانه جايى براى استراحت دارند و نه آنجا غذا مىخورند - تفنگ‌هاى خود را به همسران يا دوستانشان تحويل مىدهند و هر كدام در بازار دنبال كارى ، از قبيل قصابى ، صرافى يا حرفه‌هاى ديگر مىروند . زيرا به علت عدم پرداخت مواجب سربازى - كه خيلى به‌ندرت چيزى از اين بابت به دستشان مىآيد - مجبورند به هر نحوى كه شده براى امرار معاش تلاش كنند . احداث محلات جديد تنها اقدام در راه آبادانى و زيبايى اين شهر نيست كه مردم پايتخت ، آن را مديون ناصر الدين شاه باشند ، بلكه در عرض اين چند سال اخير نهرهاى تازه‌يى حفر شده است و آب زلال و فراوان كوهستان‌هاى اطراف را از طريق آنها به شهر مىآورند ؛ بازار به كلى نوسازى شده و در آن كاروانسراى - حاجب الدوله - كه زيباتر از كاروانسراهاى اصفهان است - همچنين مغازه‌ها و حجره‌هاى زيباى سبزه ميدان احداث گرديده است . سنگ‌فرش ميدان‌ها و خيابان‌ها كه سابقا اگر كالسكه يا درشكه‌يى از روى آنها مىگذشت ، به علت گل‌ولاى يا گردوغبار ديگر براى مدتى عبور از آن محل ناممكن مىشد ، خطوط تلگراف كه تهران را به شهرهاى عمده‌ى كشور و اروپا وصل مىكند ، دفاتر پست كه در اغلب نقاط پر رفت و آمد شهر تأسيس شده است ، راه افتادن چراغ گاز كه به زودى جاى خود را به چراغ برق مىدهد . . . همه در دوران سلطنت شاه كنونى تحقق يافته است . چند سال طول نمىكشد كه خطوط راه‌آهن شهرهاى رشت ، اصفهان و بندر بوشهر را به هم پيوند مىدهد ، آن وقت فاصله‌ى پايتخت ايران و پاريس فقط مدت ده روز خواهد بود . آقايان كوك « 1 » بليط رفت و برگشت را با در نظر گرفتن جا در هتل در اختيار آنهايى كه مىخواهند سير و سياحت حسابى در ايران بكنند ، خواهند گذاشت . ماجراجويان ، سرمايه‌داران ، نفع‌طلبان از سرتاسر اطراف و اكناف عالم براى بهره‌بردارى از خاك بكر و دست‌نخورده‌ى اين سرزمين ثروتمند چون مور و ملخ به اين كشور سرازير

--> ( 1 ) . M . M . Kook