ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
217
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
مىگذشت . سر راهمان چند دهكده كه دورشان حصار كشيده بودند و تاكستانها و پنبهزارهاى زيادى مشاهده كرديم . تردد كاروانها لحظه به لحظه زيادتر مىشد . اين شلوغى و ازدحام جاده نزديك شدن به يك شهر بزرگ را بشارت مىداد . بعد از عبور از ميان پلى كه روى ابهر رود بسته بودند به حصارك رسيديم . وقت تعويض اسبها بود ، خواهش كرديم اين كار را هرچه زودتر انجام دهند تا بلافاصله حركت كنيم . به زودى از پل كرج واقع بر روى رودخانهى سيلآسايى كه از كوههاى البرز سرچشمه مىگيرد و كمى دور تر از جنوب تهران ، به رودخانه جاجرود مىريزد ، گذشتيم . تاكستانها و باغهاى ميوهى فراوان در امتداد كنار رودخانه پشت سر هم قرار داشتند . در سمت چپ ، در گوشهيى از دامنهى البرز ، درختان چنار تبريزى پردهى سبزى به دور قصبهى باصفاى كرج كشيده بودند . چاپارخانهى اينجا شاهآباد ناميده مىشد ؛ شايد به علت قصرى بود كه به وسيلهى فتحعلى شاه بنا شده بود و گنبدهاى آن از خلال شاخ و برگ سبز و خرم باغى بزرگ از دور مىدرخشيد . از تلگ پياده شديم و از ميان راهى كه معلوم بود توجهى به آن نمىشود به سوى در ورودى قصر ، كه به نام قصر سليمانيه معروف بود راه افتاديم . اين در كه تركيبى از دو سبك كاملا متمايز بود - سبك خانههاى چوبى سويسى و معابد چينى - جز نحوهى ساختمان غيرمتعارف آن ، چيز ديگرى براى ديدن نداشت . خدمتگزاران كاخ به سهولت گذاشتند كه داخل شويم . درختان خوب فراوان در باغهاى آن كاشته بودند كه به وسيلهى نهرهاى زيادى كه از رودخانهى كرج منشعب مىشد ، آبيارى مىگرديد . به اين جهت هواى آنجا طراوت و خنكى مطبوعى داشت و براى ما كه در آن لحظه جادهى گرم و سوزان و پر گرد و غبارى را پشت سر گذاشته بوديم ، مثل اين بود كه به بهشت موعود قدم گذاشتهايم . كاخ در وضع بدى قرار داشت . بيشتر ساختمانها رو به ويرانى گذاشته بود و اتاقها لخت و عارى از اسباب و اثاثيه بودند . گويا فقط در مواقعى كه شاه به سليمانيه مىآيد - البته خيلى بهندرت - قبلا كاروانها وسايل لازم را از تهران به اين كاخ مىآورند . كاخ سليمانيه ، با همهى ويرانى و خرابىاش ، داراى رديفى صحنههاى مصور و بسيار جاذب بود كه ادوار و حوادث مختلف تاريخ قاجار را با تصاوير متعددى از سلاطين اين سلسله - تصاويرى كه كم و بيش قابل اطمينان ولى همگى بهطور يكنواخت داراى ريش سياه و پرپشتى بودند - نشان مىداد . روبهروى كلاه فرنگى كاخ ، چشمانداز زيبايى از