ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

191

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

آشتى با اين جن و پرىها بود كه چارودارها تكه‌يى از لباس خود را پاره كرده و به شاخه‌هاى خاردار تك درخت كوچكى - كه به تمامى شاخه‌هايش كهنه پاره‌هايى تبركا آويزان شده بود - گره مىزدند و حتى اين اداى احترام را هم كافى ندانسته ، هركدام از آنها روى سنگ‌هايى كه در پاى اين درخت نظر كرده تل شده بود ، سنگى ديگر مىگذاشتند . كمى آن طرف‌تر يك درخت ديگر و تكرار همان مراسم از نو ! ما مجبور شديم علت اين كارها را از آنها بپرسيم . گفتند : « رسمى است و شگون دارد . » بيش از اين براى سؤال ما جوابى نداشتند . تعدادى از مردم متمدن نيز ، نظير اين قاطرچىهاى عوام ، بعضى از سنت‌هاى بىمعنى را موبه‌مو رعايت مىكنند ، بىآنكه دليل آن را به درستى بدانند . بعد از پنج ساعت راه‌پيمايى دشوار و گاهى پر خطر سرانجام به خرزان رسيديم . اين دهكده‌ى محقر - كه فقط از چند كلبه‌ى گلى تشكيل شده و شش ماه از سال را زير پوششى از برف مستور بود - كاروانسراى بسيار خوبى داشت . اينجا نيز ، اگر گفته‌ى قاطرچىها را باور كنيم ، نظير كليه‌ى كاروانسراهاى ديگر به امر شاه عباس ساخته شده است . شباهت سبك ساختمان كاروانسراها نيز نشان مىدهد كه در ادوار تاريخى مختلف ساخته نشده‌اند . اگر يكى از آنها را توصيف كنيم ، خواننده‌ى كتاب بر ملاك همين توصيف با همه‌ى كاروانسراهاى اين كشور آشنايى پيدا خواهد كرد : يك كاروانسرا به‌طور كلى مركب از چهار ساختمان مجزا براى اصطبل‌ها و انبارها است كه به شكل زاويه‌ى قائمه‌يى دور يك حياط بنا شده و در ورودى آن زير تاق بلند بيضى شكلى به جاده باز مىشود . شب‌ها اين در را از پشت محكم مىبندند . در دو طرف اين در ، قسمت عمده‌ى بنا ، متشكل از طبقه‌ى هم‌كف و بالاخانه قرار گرفته است . گاهى بالاى تاق در ورودى ، يك بالاخانه كوچك ديگرى نيز قرار دارد . در بعضى از كاروانسراها كه موقعيت ايجاب مىكند ، حوض چهارگوشى در وسط حياط براى تأمين آب مصرفى مسافران احداث شده است . داخل حياط توى ديوارهايى كه ضخامت زيادى دارند ، يك متر بالاتر از زمين ، طاقچه‌هاى بزرگى به عرض سه متر و عمق دو متر تعبيه شده تا مسافرانى كه مايل نيستند براى استراحت در اتاق‌ها پول بيش‌ترى بپردازند ، از همين جان‌پناه‌ها استفاده كنند . اغلب كاروانسراها وقف هستند و پذيرايى در آنها مجانى است . با وجود اين اگر مسافرى به دليل اينكه يك شب را بدون دغدغه‌ى خاطر از بدى هوا يا دستبرد راهزن‌ها در داخل يكى از آنها به صبح رسانيده است ، چند شاهى